از ۵۰۰ لیتر تا ۱۰۰ لیتر؛ شوک سهمیه نفت سفید به خانوارهای لاریجان

هرازنیوز : کاهش ناگهانی و بدون اطلاع قبلی سهمیه سوخت در منطقه‌ای سردسیر، هم فشار بر مردم را بیشتر کرده و هم مصرف برق و قطعی‌های مکرر را افزایش داده است

کاهش ناگهانی سهمیه نفت سفید خانوارهای پایین لاریجان از ۵۰۰ لیتر به ۱۰۰ لیتر، آن هم بدون اعلام قبلی، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ساکنان این منطقه سردسیر تبدیل شده است؛ تصمیمی که به گفته مردم و مسئولان محلی، نه‌تنها معیشت و آسایش خانوارها را تحت تأثیر قرار داده، بلکه با سوق دادن مصرف به سمت برق، فشار مضاعفی بر شبکه ضعیف منطقه وارد کرده است.

کاهش بدون اطلاع قبلی

بر اساس گزارش‌های محلی، شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی، سهمیه سوخت هر خانوار در کارت سوخت را بدون مقدمه و اطلاع‌رسانی قبلی، از ۵۰۰ لیتر به ۱۰۰ لیتر کاهش داده است. این کاهش شدید در شرایطی اعمال شده که بخش قابل توجهی از مردم پایین لاریجان، به دلیل نبود گاز طبیعی و کمبود زیرساخت‌های جایگزین، همچنان برای تأمین نیازهای اولیه زندگی به نفت سفید وابسته‌اند.

برای خانوارهای این منطقه، نفت سفید فقط یک سوخت معمولی نیست؛ بلکه ابزار اصلی ادامه زندگی در اقلیمی سخت و کوهستانی است.

لاریجان؛ منطقه‌ای سردسیر با نیاز حیاتی به نفت سفید

مردم این منطقه در زمستان دمای منفی ۲۱ درجه را تجربه می‌کنند و حتی در فصل تابستان نیز دما گاه بین ۳ تا ۵ درجه در نوسان است. در چنین شرایطی، استفاده از وسایل گرمایشی نفت‌سوز برای گرم کردن فضای منزل، یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

در بسیاری از خانه‌های پایین لاریجان، نفت سفید تنها برای گرمایش مصرف نمی‌شود؛ بلکه برای استحمام و حتی خوراک‌پزی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. به همین دلیل، کاهش سهمیه سوخت، مستقیم‌ترین فشار را بر زندگی روزمره مردم وارد کرده است.

نفت سفید فقط برای گرمایش نیست

کسانی که از دور درباره الگوی مصرف انرژی در مناطق محروم تصمیم می‌گیرند، شاید به‌درستی درک نکنند که در لاریجان، نفت سفید نقش چندمنظوره دارد. نبود گاز طبیعی و محدود بودن امکانات جایگزین باعث شده بسیاری از خانوارها برای گرم کردن آب، تهیه غذا و گرم نگه داشتن خانه، به تجهیزات نفت‌سوز متکی باشند.

در نتیجه، کاهش سهمیه از ۵۰۰ لیتر به ۱۰۰ لیتر، صرفاً یک تعدیل اداری یا جابه‌جایی عددی نیست؛ بلکه به معنای برهم خوردن تعادل زندگی در منطقه‌ای است که از حداقل زیرساخت‌های انرژی بی‌بهره مانده است.

وقتی مردم ناچار به استفاده از برق می‌شوند

پیامد طبیعی این تصمیم، حرکت اجباری مردم به سمت استفاده بیشتر از برق بوده است. خانواده‌ها برای جبران کمبود نفت سفید، به ناچار از وسایل برقی، به‌ویژه وسایل گرمایشی و سماور برقی، استفاده می‌کنند؛ تغییری که مصرف برق را در منطقه به شکل محسوسی افزایش داده است.

اما این جایگزینی، نه بر پایه برنامه‌ریزی، بلکه از سر اجبار شکل گرفته است. در شرایطی که شبکه برق منطقه از پیش نیز با محدودیت‌های زیرساختی مواجه بوده، افزایش ناگهانی مصرف، فشار مضاعفی بر تأسیسات وارد کرده و قطعی‌های مکرر برق را به دنبال داشته است.

زیرساخت ضعیف برق، تاب‌آوری پایین منطقه

ساکنان پایین لاریجان می‌گویند قطعی‌های پی‌درپی برق در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، به یک مشکل جدی تبدیل شده است. این خاموشی‌ها تنها به خاموش شدن چراغ‌ها ختم نمی‌شود؛ بلکه زندگی روزمره، گرمایش، آب گرم و حتی امکان تهیه غذا را نیز با اختلال روبه‌رو می‌کند.
از سوی دیگر، افزایش مصرف برق در منطقه‌ای با زیرساخت ضعیف، به معنای تحمیل هزینه بیشتر به شبکه‌ای است که اساساً برای چنین بار اضافی‌ای طراحی نشده است. این وضعیت در سطح کلان نیز قابل تأمل است؛ چرا که در فصل تابستان، کشور نیازمند صرفه‌جویی در مصرف برق است و هر سیاستی که بدون مطالعه، مصرف برق را در مناطق فاقد گاز افزایش دهد، عملاً به هدررفت منابع انرژی ملی منجر خواهد شد.

تصمیمی بدون مشورت با مسئولان استانی

آنچه این مسئله را حساس‌تر کرده، برداشت عمومی از نوع تصمیم‌گیری درباره آن است. در سطح محلی این نگاه وجود دارد که کاهش سهمیه نفت سفید، نتیجه یک تصمیم کشوری و بدون مشورت مؤثر با مسئولان استانی و محلی بوده است؛ تصمیمی که بدون شناخت میدانی از شرایط خاص لاریجان اتخاذ شده و پیامدهای آن اکنون متوجه مردم شده است.

در منطقه‌ای که هنوز از گاز طبیعی بی‌نصیب است، هرگونه تغییر در سهمیه سوخت باید با ارزیابی دقیق شرایط اقلیمی، سطح محرومیت، ظرفیت شبکه برق و نیازهای واقعی خانوارها همراه باشد. نادیده گرفتن این ملاحظات، می‌تواند یک تصمیم اداری را به یک بحران اجتماعی و زیرساختی تبدیل کند.

پیگیری‌های محلی بی‌نتیجه مانده است

بر اساس پیگیری‌های انجام‌شده، تلاش‌های مکرر فرماندار آمل و همچنین تورج امانی، مدیر شرکت پخش فرآورده‌های نفتی مازندران منطقه ساری، تاکنون نتیجه مشخصی در بازگرداندن سهمیه یا اصلاح تصمیم نداشته است.

ادامه بی‌نتیجه ماندن این پیگیری‌ها، نگرانی‌ها را در منطقه بیشتر کرده است؛ زیرا مردم انتظار دارند وقتی مسئولان محلی و استانی نسبت به تبعات یک تصمیم هشدار می‌دهند، صدای آنان در سطوح بالاتر شنیده شود.

زنگ خطر بحران در منطقه محروم لاریجان

واقعیت این است که لاریجان، به‌ویژه در بخش‌های محروم‌تر آن، از کمترین زیرساخت‌های لازم برای یک الگوی متنوع مصرف انرژی برخوردار است. نبود گاز طبیعی، ضعف شبکه برق و شرایط سخت آب‌وهوایی، این منطقه را در برابر هر تصمیم ناهماهنگ و غیرکارشناسی آسیب‌پذیر کرده است.

اگر در این زمینه بازنگری فوری صورت نگیرد، کاهش سهمیه نفت سفید می‌تواند به بحرانی گسترده‌تر در منطقه منجر شود؛ بحرانی که ابعاد آن تنها به حوزه سوخت محدود نخواهد ماند و آسایش، سلامت و امنیت روانی خانوارها را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

مدیریت انرژی بدون شناخت میدانی، نتیجه‌ای جز بحران ندارد

مردم پایین لاریجان انتظار ندارند برای شرایط خاص زندگی‌شان امتیاز ویژه‌ای در نظر گرفته شود؛ مطالبه اصلی آنان، تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیت‌های میدانی است. تصمیم‌گیری از مرکز، بدون درک کافی از محرومیت منطقه و بدون توجه به نبود زیرساخت‌هایی مانند گاز طبیعی، نمی‌تواند نسخه درستی برای مدیریت انرژی در چنین ناحیه‌ای باشد.

مدیریت انرژی زمانی موفق خواهد بود که میان سیاست‌گذاری ملی و واقعیت‌های محلی توازن برقرار شود؛ در غیر این صورت، تصمیم‌هایی از این دست نه‌تنها مصرف سوخت را مدیریت نمی‌کند، بلکه بحران را از یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌کند.

مطالبه روشن مردم: بازنگری فوری در سهمیه

اکنون مطالبه اصلی مردم و مسئولان محلی روشن است: بازنگری فوری در کاهش سهمیه نفت سفید خانوارهای پایین لاریجان و اتخاذ تصمیمی متناسب با اقلیم، سطح محرومیت و نیاز واقعی ساکنان منطقه.

بی‌توجهی به این مطالبه، می‌تواند لاریجان را در آستانه بحرانی قرار دهد که پیشگیری از آن امروز بسیار کم‌هزینه‌تر و عاقلانه‌تر از مدیریت پیامدهای آن در آینده خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *