سپیده دمِ داغِ بی‌پایان؛ میثاقِ دوباره‌یِ امت با پیشوا شهید

هرازنیوز |- امروز شنبه، گویی آسمانِ تهران نیز با چشم‌هایِ ابری‌اش، بر شانه‌هایِ شهر سنگینی می‌کرد. ساعت ۶ صبح بود، اما خورشید، شرمسار از داغِ بزرگِ امت، هنوز رمقِ تابیدن نداشت. مصلای امام خمینی(ره) تهران، امروز نه فقط یک مکانِ زیارتی، که کعبه‌یِ آمالِ دل‌شکستگانی بود که چهار ماهِ تمام، در فراقِ «قائدِ شهید»، حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای، در تب و تابِ بی‌قراری سوختند.

 سیلِ جمعیت، همچون رودخانه‌ای خروشان، مسیرهای منتهی به مصلی را به تسخیر درآورد. خیلِ مشتاقان، از ساعت‌ها پیش از گشوده شدنِ دروازه‌ها، بر خاکِ این درگاه بوسه زدند تا شاید گویِ سبقت را در دیداری دوباره با پیکرِ آن رهبرِ فرزانه بربایند.

از روستاهای دورافتاده تا کلان‌شهرهای ایران و از کران تا کرانِ جهان، مردمانِ آزاده خود را به قلبِ تپنده‌یِ تهران رسانده‌اند. گویی «مستضعفانِ جهان»، یتیم شده اند و برایِ وداع با پدری که عمرش را وقفِ عزت‌شان کرد، گرد هم آمده‌اند.

در میانِ این دریایِ سیاهپوش، نمادها حکایت‌ها داشتند؛ پرچم‌هایِ سه‌رنگِ ایران که گویی امروز به احترامِ خونِ پاکِ شهید به اهتزاز درآمده بودند، تصاویرِ آن قائدِ عظیم‌الشأن که داغِ دوری‌اش بر دل‌ها سنگینی می‌کرد، و مشت‌هایِ گره‌کرده‌ای که گویی هنوز از دلِ تاریخ، فریادِ «هیهات منا الذله» سر می‌دهند.

اما در این میان، پیوندی ناگسستنی نیز در حالِ شکل‌گیری بود؛ در دستانِ مردم، در کنارِ تصویرِ رهبرِ شهید، تمثالِ حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی‌خامنه‌ای نیز دیده می‌شد. این نه تنها نمادِ وداع با «قائدِ پیشین»، که فریادی رسا برایِ بیعت با «امامِ حاضر» بود؛ عهدی دوباره که در گلوگاهِ تاریخ بسته شد تا به جهانیان نشان دهد این راه، بی‌رهبر نمی‌ماند.

هنگامِ نجوایِ مؤذن در صبحگاهِ امروز، وقتی دل‌هایِ بی‌قرار، طاقتِ دوری را تاب نیاوردند، درب‌هایِ مصلی زودتر از موعدِ مقرر بر رویِ امواجِ خروشانِ جمعیت گشوده شد تا صحنِ اصلی، پذیرایِ قدومِ عزادارانی باشد که آمده‌اند تا آخرین دیدار را با «رهبرِ مستضعفانِ جهان» تازه کنند.

تهران امروز، در سوگِ خورشید، مشقِ وفاداری می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *