امتحانات حضوری در مازندران، خلاف روح بخشنامه و بیاعتنایی به صدای خانوادهها نیست؟
هرازنیوز ، روزبه نصیری آملی؛ تصمیم اخیر آموزشوپرورش مازندران برای برگزاری حضوری امتحانات، در حالی با اعتراض بخشی از خانوادهها و دانشآموزان روبهرو شده که متن بخشنامه ابلاغی وزارت آموزشوپرورش، برخلاف برخی برداشتهای سختگیرانه، راه را برای انعطاف، ملاحظه شرایط خاص، و حتی برگزاری غیرحضوری ارزشیابی باز گذاشته است.
همین نکته، پرسش مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: اگر بخشنامه، شرایط کشور و اقتضائات محلی را به رسمیت شناخته، چرا در مازندران بر گزینه حضوری چنین تأکیدی وجود دارد؟ در متن بخشنامه، بهصراحت آمده است که با توجه به شرایط خاص کنونی کشور، برای ساماندهی ارزشیابی نوبت دوم، در دوره ابتدایی ارزشیابی پایانی باید غیرحضوری و بر اساس شواهد و مستندات عملکرد دانشآموز در طول سال تحصیلی انجام شود.
در سایر دورهها نیز اگرچه «اولویت» با برگزاری حضوری ذکر شده، اما همانجا تصریح شده که این امر منوط به مجوز شورای تأمین استان یا منطقه و همراه با رعایت اصولی مانند پراکندگی دانشآموزان و جلوگیری از تلاقی و تجمع پایهها است. افزون بر این، بخشنامه تصریح میکند که در صورت عدم موافقت شورای تأمین، ارزشیابی باید بهصورت غیرحضوری و بر مبنای عملکرد تحصیلی دانشآموزان انجام شود.
بنابراین، بخشنامه بیش از آنکه یک دستور خشک برای «حضوریبودن قطعی» امتحانات باشد، یک چارچوب مشروط و منعطف است؛ چارچوبی که مسئولان استانی را موظف میکند پیش از هر تصمیمی، واقعیت میدانی، ظرفیت مدارس، سطح نگرانی خانوادهها و شرایط روانی دانشآموزان را در نظر بگیرند.

با این وصف، تصمیم آموزشوپرورش مازندران اگر بدون اقناع افکار عمومی، بدون گفتوگوی روشن با خانوادهها، و بدون ارائه تضمینهای کافی درباره امنیت، سلامت، آرامش و عدالت آموزشی اتخاذ شده باشد، نهتنها قابل دفاع نیست، بلکه میتواند مصداقی از فاصله گرفتن از روح بخشنامه باشد. اعتراض خانوادهها و دانشآموزان نیز صرفاً یک واکنش احساسی نیست.
بسیاری از آنان بر این باورند که در شرایط خاص موجود، اصرار بر امتحان حضوری میتواند فشار روانی مضاعفی بر دانشآموزان وارد کند؛ بهویژه آنکه بخشی از دانشآموزان در هفتههای اخیر با بیثباتی آموزشی، اضطراب، نگرانیهای خانوادگی و ابهام در روند برگزاری امتحانات روبهرو بودهاند.
در چنین فضایی، آزمون حضوری اگر بدون فراهم شدن پیششرطهای لازم برگزار شود، بیش از آنکه معیار سنجش یادگیری باشد، به ابزاری برای سنجش تابآوری روانی دانشآموزان تبدیل میشود؛ و این، با عدالت آموزشی فاصله دارد. از سوی دیگر، در خود بخشنامه تأکید شده که حتی در صورت برگزاری حضوری، باید اصل پراکندگی دانشآموزان و عدم تجمیع پایهها رعایت شود و در صورت نبود فضای کافی، استفاده از سایر مکانها با مجوز ستاد آزمون بلامانع است.
این بندها نشان میدهد که وزارتخانه نیز از دشواری اجرای امن و منظم آزمونهای حضوری آگاه بوده است. حال باید پرسید: آیا در همه مدارس مازندران واقعاً چنین زیرساختی وجود دارد؟ آیا همه مدارس از فضای کافی، امکانات اجرایی مناسب، نیروی انسانی لازم و شرایط قابلقبول برای برگزاری امتحانات حضوری برخوردارند؟ اگر پاسخ منفی یا حتی مشروط باشد، اصرار بر اجرای یک نسخه واحد برای همه شهرستانها و مدارس، تصمیمی کارشناسی نخواهد بود.
نکته مهم دیگر آن است که بخشنامه، در مورد ارزشیابی غیرحضوری نیز آن را فاقد اعتبار ندانسته، بلکه برعکس، برای آن پشتوانه آییننامهای در نظر گرفته و حتی از ستاد آزمون استان و منطقه خواسته است برای اعتباربخشی به نتایج ارزشیابی غیرحضوری، راهکارهای مناسب به مدارس ارائه کنند.
این یعنی وزیر محترم ارزشیابی غیرحضوری را صرفاً یک راهحل اضطراری و بیاعتبار ندانسته، بلکه آن را یک گزینه رسمی و پیشبینیشده تلقی کرده است. در نتیجه، دوگانهسازی میان «امتحان حضوریِ معتبر» و «ارزشیابی غیرحضوریِ بیاعتبار» اساساً با متن بخشنامه همخوانی ندارد.
آموزشوپرورش مازندران اگر میخواهد از تصمیم خود دفاع کند، باید بهصورت شفاف توضیح دهد که این تصمیم دقیقاً بر چه مبنایی گرفته شده است: آیا همه ملاحظات امنیتی، روانی، اجرایی و آموزشی سنجیده شدهاند؟ آیا نظر خانوادهها و مدیران مدارس اخذ شده است؟ آیا امکان انتخاب روشهای جایگزین برای مناطق یا مدارس خاص بررسی شده است؟ و مهمتر از همه، آیا این تصمیم در راستای منافع دانشآموز است یا صرفاً برای حفظ ظاهر نظم اداری؟
بیتردید هیچکس منکر اهمیت سلامت فرآیند ارزشیابی و اعتبار نمرات نیست. اما اعتبار آموزشی زمانی معنا دارد که در کنار آن اعتماد اجتماعی نیز حفظ شود. وقتی شمار قابل توجهی از خانوادهها و دانشآموزان نسبت به یک تصمیم اعتراض دارند، نادیدهگرفتن این صدا نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ضعف در گفتوگو و اقناع است.
آموزشوپرورش، نهاد تربیت است؛ نه صرفاً نهاد اجرای دستور. تصمیمی که بدون همراهی بدنه اجتماعی اجرا شود، حتی اگر از نظر اداری ممکن باشد، از نظر تربیتی و اجتماعی موفق نخواهد بود. امروز انتظار خانوادهها از آموزشوپرورش مازندران، بیش از هر چیز انعطاف، شفافیت و همدلی است.
مسئولان باید نشان دهند که بخشنامه را نه صرفاً بهعنوان مجوزی برای برگزاری حضوری، بلکه بهعنوان سندی برای تطبیق تصمیمات با شرایط واقعی جامعه میخوانند. در غیر این صورت، اصرار بر حضوریشدن امتحانات، آن هم در شرایطی که خود بخشنامه راهحلهای جایگزین را پیشبینی کرده، میتواند این شائبه را تقویت کند که دغدغه اصلی، نه آرامش و عدالت آموزشی، بلکه صرفاً اجرای یک تصمیم از بالا به پایین است.
در نهایت، بهتر آن است که آموزشوپرورش مازندران پیش از پافشاری نهایی بر برگزاری حضوری امتحانات، یکبار دیگر با نگاه کارشناسی و با شنیدن صدای خانوادهها، دانشآموزان و مدیران مدارس، تصمیم خود را بازنگری کند. بخشنامه وزارتخانه، دست مسئولان را برای انتخاب راهحل متناسب با شرایط باز گذاشته است؛ هنر مدیریت آن است که از این اختیار در جهت کاهش فشار بر دانشآموزان و افزایش اعتماد عمومی استفاده شود، نه در مسیر تشدید نارضایتی.