سیفی

از تربیت انسان تا حکمرانی شایسته؛ بازخوانی نقش حوزه، دانشگاه، آموزش‌وپرورش و جوانان در تعالی ایران اسلامی

یادداشتی تحلیلی بر پایه اندیشه امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای و رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای

حاج احمد سیفی، دبیر و سخنگوی جبهه ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی شهرستان آمل

بسم‌الله الرحمن الرحیم

یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌ها درباره آینده ایران اسلامی این است که نهادهای تربیتی، علمی و فرهنگی کشور تا چه اندازه توانسته‌اند انسان‌هایی عالم، متعهد، مسئولیت‌پذیر، خلاق و توانمند برای اداره جامعه تربیت کنند؟ پاسخ به این پرسش، ما را به بررسی چهار رکن اساسی می‌رساند: حوزه‌های علمیه و نهادهای فرهنگی و فقهی، دانشگاه‌ها و مراکز علمی، آموزش‌وپرورش و جایگاه جوانان در نظام حکمرانی.

در منظومه فکری امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی صرفاً به معنای تغییر ساختار سیاسی نبود؛ بلکه افق آن، ساختن جامعه‌ای مبتنی بر استقلال، عدالت، اخلاق، معنویت و پیشرفت بود. در این نگاه، نهادهای آموزشی و تربیتی وظیفه‌ای فراتر از انتقال دانش دارند و باید در پرورش انسان‌هایی نقش‌آفرین باشند که بتوانند مسئولیت پیشرفت کشور را بر عهده بگیرند.

امام خامنه‌ای نیز در تبیین جایگاه علم، جوانان و دانشگاه، بر ضرورت تربیت نیروهای عالم، کارآمد، اخلاق‌مدار و برخوردار از هویت ملی و دینی تأکید کرده‌اند. بر این اساس، ارزیابی عملکرد نهادهای تربیتی را باید نه فقط با تعداد مراکز آموزشی، مدارک تحصیلی یا برنامه‌های برگزارشده، بلکه با میزان اثرگذاری آنها در زندگی مردم، حل مسائل کشور و ارتقای کیفیت حکمرانی انجام داد.

۱. حوزه‌های علمیه؛ از دانش فقهی تا پاسخ‌گویی به مسائل جامعه

حوزه‌های علمیه در تاریخ اجتماعی ایران، از جایگاه مهمی در آموزش علوم دینی، تبیین احکام شرعی، تربیت عالمان و انتقال میراث فکری و اخلاقی برخوردار بوده‌اند. در نظام اسلامی نیز انتظار می‌رود این نهادها علاوه بر صیانت از دانش فقهی و دینی، در فهم مسائل نوپدید جامعه و ارائه راه‌حل‌های مستدل و متناسب با نیازهای زمان نقش‌آفرینی کنند.

در نگاه امام خمینی (ره)، علم دینی زمانی می‌تواند به اصلاح جامعه یاری برساند که با تهذیب نفس، تعهد اجتماعی و مسئولیت‌پذیری همراه باشد. ایشان در سخنرانی ۲۷ آذر ۱۳۵۹ درباره وحدت حوزه و دانشگاه، هر دو نهاد را برخوردار از ظرفیت پیشرفت‌آفرینی یا زمینه‌سازی برای انحطاط دانستند و بر ضرورت پیوند علم، اخلاق و تعهد تأکید کردند.

بر این مبنا، موفقیت حوزه‌های علمیه را باید با پرسش‌هایی اساسی سنجید:

آیا تربیت علمی و فقهی با شناخت تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فناورانه همراه شده است؟ آیا پژوهش‌های حوزوی توانسته‌اند در موضوعاتی مانند خانواده، مسائل نسل جوان، عدالت اجتماعی، حقوق عمومی، اخلاق حرفه‌ای، اقتصاد و مسائل نوظهور فناوری، پاسخ‌هایی مستند و قابل استفاده ارائه دهند؟ آیا میان پژوهش‌های علمی حوزه و نیازهای واقعی مردم ارتباطی مستمر برقرار است؟

البته ارزیابی منصفانه مستلزم توجه به دستاوردهای حوزه‌ها در تربیت عالمان، حفظ سنت علمی و تولید آثار پژوهشی نیز هست. بااین‌حال، میزان توفیق این نهادها را نمی‌توان بدون داده‌های دقیق درباره کیفیت پژوهش‌ها، کارآمدی آموزشی و میزان استفاده جامعه از دستاوردهای آنها به‌صورت قطعی تعیین کرد.

انتظار امروز از حوزه‌های علمیه، جمع میان اصالت علمی، اجتهاد پویا، اخلاق، شناخت جامعه و پاسخ‌گویی به مسائل واقعی مردم است. همچنین نهادهای فرهنگی باید از فعالیت‌های صرفاً مناسبتی عبور کنند و با برنامه‌ریزی بلندمدت، ارزیابی نتایج و شناخت نیازهای نسل جدید، اثرگذاری خود را افزایش دهند.

۲. جوانان و حکمرانی؛ از مخاطب تصمیم‌ها تا شریک ساختن آینده

جوانان سرمایه انسانی و اجتماعی هر جامعه‌اند. آینده اداره کشور، کیفیت مدیریت، توان نوآوری، ظرفیت اقتصادی و استمرار حیات فرهنگی جامعه، به میزان بهره‌گیری از استعدادها و توانایی‌های نسل جوان وابسته است.

در اندیشه امام خمینی (ره)، جوانان در شکل‌گیری و استمرار انقلاب اسلامی جایگاهی اساسی داشته‌اند. این جایگاه را نمی‌توان تنها به حضور در عرصه‌های دفاعی، فرهنگی یا اجتماعی محدود کرد؛ بلکه باید آن را در امکان مشارکت مؤثر در اداره کشور، تولید علم، مدیریت اقتصادی و حل مسائل عمومی نیز جست‌وجو کرد.

در دیدگاه‌های امام خامنه‌ای نیز بر نقش جوانان در پیشرفت علمی، خودباوری، مسئولیت‌پذیری و ساختن آینده کشور تأکید شده است. اما میان تأکید نظری بر نقش جوانان و فراهم کردن امکان واقعی نقش‌آفرینی آنان، تفاوت مهمی وجود دارد.
حکمرانی کارآمد زمانی از ظرفیت جوانان استفاده می‌کند که زمینه حضور آنان در سطوح کارشناسی، مدیریتی و تصمیم‌سازی فراهم باشد؛ شایستگی، تخصص، تجربه، اخلاق حرفه‌ای و توان حل مسئله معیار انتخاب مدیران قرار گیرد و فرصت رشد برای جوانان مستعد، مستقل از روابط غیرتخصصی، فراهم شود.

در این میان، جوان‌گرایی نباید صرفاً به کاهش سن مدیران تقلیل یابد. جوان بودن، به‌تنهایی تضمین‌کننده شایستگی نیست؛ همان‌گونه که تجربه و سابقه نیز به‌تنهایی کفایت نمی‌کند. الگوی مطلوب، پیوند تجربه مدیران کارآزموده با انرژی، خلاقیت و دانش نسل جدید است.

برای ارزیابی میزان تحقق این هدف، باید پرسید چه سهمی از جوانان متخصص در شوراهای مشورتی و فرایندهای سیاست‌گذاری حضور دارند؟ چه میزان از پیشنهادهای آنان به برنامه‌های اجرایی تبدیل می‌شود؟ مسیر ارتقای مدیران جوان تا چه اندازه روشن و مبتنی بر شایستگی است؟ و آیا نهادهای حکومتی امکان نقد کارشناسی و مشارکت مسئولانه جوانان را فراهم می‌کنند؟

پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند بررسی شواهد و عملکرد واقعی دستگاه‌هاست؛ نه صرفاً تکرار شعار جوان‌گرایی.

جوانان نباید فقط مخاطب برنامه‌های حاکمیت باشند؛ باید فرصت داشته باشند در چارچوب قانون، مسئولانه و شایسته در ساختن آینده کشور مشارکت کنند.

۳. دانشگاه و مراکز علمی؛ تولید علم برای حل مسائل ایران

دانشگاه در نظام اسلامی باید محل تولید علم، تربیت متخصص، پرورش تفکر انتقادی، گسترش پژوهش و تربیت مدیران آینده باشد. ارزش دانشگاه را نمی‌توان فقط با تعداد دانشجویان، استادان، مقالات یا مدارک تحصیلی سنجید؛ بلکه باید دید دستاوردهای آن تا چه اندازه به ارتقای زندگی مردم، افزایش بهره‌وری، توسعه فناوری و حل مشکلات کشور کمک کرده است.

امام خمینی (ره) در سخنان خود درباره وحدت حوزه و دانشگاه، دانشگاه را یکی از مراکز اصلی پیشرفت یا عقب‌ماندگی کشور معرفی کردند و بر همراهی تخصص با تعهد تأکید داشتند. از منظر ایشان، دانشگاه باید افزون بر انتقال دانش، انسان‌هایی تربیت کند که نسبت به سرنوشت جامعه و استقلال کشور احساس مسئولیت داشته باشند.

در بیانات امام خامنه‌ای نیز بر پیشرفت علمی، تربیت نیروی متخصص، تقویت هویت ایرانی ـ اسلامی و پیوند میان آموزش و نیازهای آینده کشور تأکید شده است. در این چارچوب، دانشگاه صرفاً نهادی برای صدور مدرک نیست؛ بلکه یکی از پیشران‌های توسعه علمی، اقتصادی و اجتماعی به شمار می‌رود.

بااین‌حال، پرسش اصلی این است که آیا دانشگاه‌های ما به تمام اهداف مورد انتظار رسیده‌اند؟

پاسخ دقیق، نیازمند تفکیک میان دستاوردها و چالش‌هاست. توسعه آموزش عالی، تربیت متخصصان در رشته‌های گوناگون و گسترش فعالیت‌های پژوهشی از جمله ابعادی است که باید بررسی شود. در کنار آن، مسائلی مانند ارتباط ناکافی برخی پژوهش‌ها با نیازهای صنعت و جامعه، دشواری ورود دانش‌آموختگان به بازار کار تخصصی، ضرورت ارتقای کیفیت آموزش، فاصله میان پژوهش و اجرا و مهاجرت بخشی از نیروهای متخصص نیز باید با داده‌های معتبر مطالعه شوند.

در چنین شرایطی، انتظار از دانشجویان چیست؟

نخست، یادگیری عمیق و کسب مهارت واقعی به‌جای اکتفا به مدرک تحصیلی؛ دوم، تقویت روحیه پرسشگری، خلاقیت و تفکر علمی؛ سوم، شناخت مسائل جامعه و تلاش برای یافتن راه‌حل‌های عملی؛ چهارم، رعایت اخلاق پژوهش و مسئولیت اجتماعی؛ و پنجم، مشارکت آگاهانه در فعالیت‌های علمی، فرهنگی و مدنی. ششم شناخت عمیق انقلاب اسلامی”دارا بودن روحیه جهادی ”ولایتمداری و حراست از آرمان‌های مقدس شهدا و منویات امام راحل ”امام شهید و رهبری فرزانه انقلاب اسلامی

از سوی دیگر، مسئولیت دانشگاه تنها بر دوش دانشجو نیست. استاد، مدیر دانشگاه، سیاست‌گذار و دستگاه‌های اجرایی نیز باید زمینه رشد علمی، آزادی بحث کارشناسی در چارچوب قانون، حمایت از پژوهش‌های کاربردی و ارتباط مؤثر میان دانشگاه و جامعه را فراهم کنند.

دانشگاه زمانی می‌تواند در تعالی ایران اسلامی نقش مؤثرتری ایفا کند که میان دانش نظری، مهارت عملی، اخلاق حرفه‌ای و نیازهای واقعی کشور پیوند برقرار شود برای حل مسائل جامعه انقلابی فکر کنند و جهادی عمل نمایند.

۴. آموزش‌وپرورش؛ نقطه آغاز تربیت نسل آینده

اگر دانشگاه محل تربیت متخصصان و مدیران آینده است، آموزش‌وپرورش بستر شکل‌گیری بخش مهمی از شخصیت، نگرش، عادت‌های اجتماعی و توانایی‌های پایه آنان محسوب می‌شود. ازاین‌رو، کیفیت مدرسه و نظام تعلیم‌وتربیت، بر آینده علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور اثر می‌گذارد.

امام خمینی (ره) در سخنرانی ۲۸ شهریور ۱۳۶۱ خطاب به مسئولان آموزش‌وپرورش و آموزش عالی، بر دو رکن آموزش و پرورش تأکید کردند و توضیح دادند که انتقال دانش بدون تربیت اخلاقی و انسانی، برای تحقق اهداف جامعه کافی نیست. (صحیفه امام، جلد ۱۶، صفحات ۴۹۵ تا ۵۰۹).

این نگاه، مسئولیت آموزش‌وپرورش را از آموزش مطالب درسی فراتر می‌برد. مدرسه باید علاوه بر سواد پایه، زمینه رشد تفکر منطقی، پرسشگری، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری، همکاری اجتماعی، احترام به حقوق دیگران و توانایی مواجهه با مسائل زندگی را فراهم کند.
در نهایت، تعالی ایران اسلامی زمانی دست‌یافتنی‌تر می‌شود که میان ایمان و عقلانیت، علم و اخلاق، تجربه و جوانی، آموزش و پرورش، و آرمان‌های بلند و عملکرد قابل سنجش پیوند برقرار شود.

در این مسیر، معلم جایگاهی محوری دارد. هیچ برنامه درسی، سند تحول یا ابزار فناوری بدون معلم توانمند، باانگیزه و برخوردار از شرایط حرفه‌ای مناسب، نمی‌تواند به‌تنهایی تحول مورد انتظار را ایجاد کند.

ازاین‌رو، نقشه راه آموزش‌وپرورش باید بر چند محور استوار باشد:

۱. ارتقای کیفیت یادگیری: سنجش واقعی توانایی خواندن، نوشتن، ریاضیات، تفکر علمی و حل مسئله، به‌جای تمرکز صرف بر نمره و حفظ مطالب.

۲. عدالت آموزشی: کاهش فاصله امکانات و کیفیت آموزش میان مناطق برخوردار و محروم و توجه به نیازهای مدارس روستایی، مناطق کم‌برخوردار و دانش‌آموزان دارای شرایط ویژه.

۳. توانمندسازی معلمان: توسعه آموزش‌های ضمن خدمت، بهبود شرایط حرفه‌ای و معیشتی و مشارکت دادن معلمان در اصلاح برنامه‌های آموزشی.

۴. تربیت اجتماعی و اخلاقی: آموزش گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری، همکاری، قانون‌مداری، حفظ محیط‌زیست و احترام به تفاوت‌های اجتماعی.

۵. آمادگی برای جهان جدید: تقویت سواد رسانه‌ای، سواد دیجیتال، شناخت هوش مصنوعی، مهارت‌های شغلی و توانایی ارزیابی اطلاعات.

۶. ارزیابی مستمر و اصلاح برنامه‌ها: سنجش نتایج آموزشی و تربیتی با شاخص‌های روشن و استفاده از یافته‌ها برای اصلاح روش‌های تدریس و مدیریت مدرسه.

اما آیا در مسیر مورد انتظار قرار داریم؟ پاسخ این پرسش را باید با بررسی روندهای یادگیری دانش‌آموزان، وضعیت عدالت آموزشی، کیفیت محیط مدرسه، دسترسی به امکانات، شرایط معلمان و میزان تحقق اهداف برنامه‌های رسمی تعیین کرد. بدون چنین ارزیابی‌ای، نه ادعای موفقیت کامل مستند است و نه نادیده گرفتن دستاوردها و تلاش‌های معلمان و مدارس منصفانه خواهد بود.

نکته اساسی آن است که تربیت نسل آینده با بخشنامه و برنامه‌های مقطعی محقق نمی‌شود؛ این هدف به ثبات سیاست‌ها، سرمایه‌گذاری مناسب، اعتماد به معلمان، همکاری خانواده‌ها و مشارکت اجتماعی نیاز دارد.

۵. پیوند چهار نهاد؛ ضرورت یک نقشه راه مشترک

حوزه علمیه و نهاد های امامت جمعه ، دانشگاه، آموزش‌وپرورش و نظام حکمرانی را نباید جزایری جدا از یکدیگر تصور کرد. هر یک از این نهادها بخشی از فرایند تربیت انسان و توسعه جامعه را بر عهده دارند و ضعف ارتباط میان آنها می‌تواند اثربخشی تلاش‌هایشان را کاهش دهد.

آموزش‌وپرورش باید دانش‌آموزانی پرسشگر، مسئولیت‌پذیر و برخوردار از مهارت‌های پایه تربیت کند. دانشگاه باید این استعدادها را به دانش، تخصص و توان حل مسئله تبدیل کند. حوزه‌های علمیه و مراکز فرهنگی و فقهی باید در زمینه تعمیق اخلاق، شناخت دینی و پاسخ‌گویی به پرسش‌های فکری و اجتماعی نقش‌آفرین باشند. نظام حکمرانی نیز باید امکان استفاده از این ظرفیت‌ها را در سیاست‌گذاری، مدیریت و خدمت‌رسانی به مردم فراهم سازد.

برای تحقق این پیوند، می‌توان پیشنهاد کرد که در سطح ملی و شهرستانی، برنامه‌های مشترک میان مدارس، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و دستگاه‌های اجرایی با اهداف مشخص طراحی شوند؛ طرح‌هایی که خروجی آنها قابل سنجش باشد و از فعالیت‌های صرفاً تشریفاتی فاصله بگیرند.

در شهرستان آمل، برخورداری از ظرفیت‌های دانشگاهی، فرهنگی، حوزوی، رسانه‌ای و اجتماعی نهادهای امامت جمعه و مساجد می‌تواند زمینه مناسبی برای شکل‌گیری چنین همکاری‌هایی فراهم کند. برای مثال، ارتباط دانشگاه با مسائل مدیریت شهری، محیط‌زیست، اشتغال، گردشگری، آسیب‌های اجتماعی و توسعه فرهنگی می‌تواند پژوهش را به نیازهای ملموس مردم نزدیک‌تر کند. همچنین تعامل میان مدارس، مراکز علمی و نهادهای فرهنگی می‌تواند در ارتقای سواد رسانه‌ای، آموزش مهارت‌های زندگی و شناسایی استعدادهای جوانان مؤثر باشد.

البته تحقق این ظرفیت‌ها نیازمند برنامه مشخص، مسئولیت‌پذیری نهادها، تأمین منابع و ارزیابی مستمر نتایج است.

معیار توفیق، تربیت انسان توانمند و خدمتگزار است

از منظر اندیشه امام خمینی (ره) و امام خامنه‌ای، علم، تربیت، اخلاق و مسئولیت اجتماعی باید در خدمت تعالی انسان و پیشرفت کشور قرار گیرند. بر همین اساس، ارزیابی نهادهای تربیتی و علمی باید فراتر از آمارهای اداری و گزارش فعالیت‌ها باشد.

در حوزه‌های علمیه باید کیفیت تربیت علمی و توان پاسخ‌گویی به مسائل روز سنجیده شود؛ در دانشگاه‌ها، میزان تولید دانش مؤثر و تربیت متخصصان توانمند مورد توجه قرار گیرد؛ در آموزش‌وپرورش، کیفیت یادگیری و رشد متوازن دانش‌آموزان معیار باشد؛ و در نظام حکمرانی، امکان مشارکت شایسته جوانان و استفاده از ظرفیت نخبگان به‌صورت عملی بررسی شود.

هیچ‌یک از این نهادها را نمی‌توان بدون بررسی شواهد، موفق یا ناموفق مطلق دانست. آنچه اهمیت دارد، پذیرش مسئولیت، شناخت فاصله میان اهداف و عملکرد، شناسایی نقاط قوت و ضعف و اصلاح مستمر مسیر است.

سرمایه اصلی هر کشور، انسان‌هایی هستند که می‌توانند بیندیشند، بیاموزند، مسئولیت بپذیرند و برای حل مسائل جامعه اقدام کنند. آینده ایران نیز به میزان توانایی ما در تربیت چنین انسان‌هایی و فراهم کردن فرصت واقعی نقش‌آفرینی آنان وابسته است.

در پایان انتظار می رود در شهرستان علم و فقاهت امل سربلند ضمن وفاق و هم افزایی این چها رکن اصلی و اساسی شاهد شکوفایی و تعالی علمی ‘فرهنگی ‘سیاسی ‘نبوغ فکری’پرورش نیروی انسانی کار آمد ”جهادی ”انقلابی و زدودن غبارهای ناهنجار اجتماعی ‘فرهنگی بوده با بصیرت افزایی میدان را از بدخواهان انقلاب اسلامی و جریانات فکری منحرف گرفت و به برخی از تفاله های متعفن غرب گرا که آب به آسیاب دشمن می ریزند اجازه بروز و ظهور ندهند.

والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته

حاج احمد سیفی
دبیر و سخنگوی جبهه ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی شهرستان آمل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *