هراز نیوز : جمعه عصر مستند تلویزیونی «شوک» با روایت دقیق ماجرای دشت مهیار اصفهان، بخشی از واقعیتهای تلخ و در عین حال غرورآفرین را در برابر نگاه مخاطب قرار داد؛ واقعیتی که نشان میدهد در میدانِ بحران، امنیتِ یک کشور فقط با ادعا حفظ نمیشود، بلکه با تصمیم، آمادگی و ایستادگی آدمهایی رقم میخورد که وظیفهشان را فراتر از ترس انجام میدهند.
روایت شکست نیروهای ویژه آمریکایی در بیابانهای اصفهان فقط یک ماجرای تاریخی نیست؛ سند افتخاری است که مردم کشورمان باید بدانند چگونه رزمندگان اسلام در برابر تهدیدهای پیچیده دشمن مستکبر ایستادند و چگونه می شود با دست خالی از جان مردم، مرزها و آرامش جامعه دفاع کرد.
دشمن، تفاوتی میان «عادی» و «نظامی» نمیگذارد
در ماجرای دشت مهیار، نکتهای که در مستند بهصورت روشن دیده میشود این است که دشمن فارغ از آنکه طرف مقابل چه جایگاهی دارد در عمل میان «افراد عادی» و «نظامی» تفاوتی قائل نمیشود.
او با دیدگاه جنایتگرانه، تعدادی از خودروهای غیرنظامی و مردم منطقه را نیز هدف قرار میدهد؛ اقدامی که پیامش یک چیز است: هدف، صرفاً درگیری با نیرو های نظامی نیست؛ هدف، ایجاد رعب و شکستن اراده مردم است.
ایستادگی نیروهای انتظامی با تجهیزات موجود
در مستند، یگان ویژه نیروی انتظامی اصفهان بهعنوان خط مقدم دیده میشود؛ نیروهایی که در لحظه حادثه، تنها به امکاناتی تکیه داشتند که در اختیارشان بود: تفنگ/اسلحه کلاش، تیربار گرینف و دوشکا.
اما همینجا نقطه اوج روایت شکل میگیرد: این یگان، با سلاحها و امکاناتی که از نظر فناوری در برابر پیشرفتهترین هواگردهای دشمن شاید محدودتر به نظر برسد، مقابله را ترک نکرد.
یعنی آنچه تصمیم گرفتند نه «کم آوردن در برابر برتری تجهیزاتی» بود و نه عقبنشینی از میدان. بلکه ایستادن بود—ایستادن تا مرز شهادت.
رشادت فرزندان وطن؛ مقابله در لحظه، بدون فرار
در نهایت، مستند نشان میدهد که در ماجرای دشت مهیار، «شجاعت» یک شعار نبود.
یگان ویژه نیروی انتظامی اصفهان با رشادت و شجاعت بینظیر در کنار هم ایستادند و منطقه درگیری را ترک نکردند. این همان چیزی است که در حافظه جمعی میماند: لحظههایی که انسان میفهمد امنیت، حاصلِ نوسان احساسات نیست؛ محصولِ آمادگی، نظم عملیاتی و شجاعت واقعی است. فرزندان وطن، با اتکا به ایمان و با کمترین امکانات، در برابر دشمن ایستادند.
پخش این مستند قطعا روحیه مقاومت جمعی را با الگو گیری از رشادت فرزندان وطن بالا می برد اما یک سوال را مجددا در ذهن مخاطب مطالبه گر ایجاد می کند چرا نباید در تجهیزات یگانهای مرزی و تکاوری شاهد تجهیزات پیشرفته تری باشیم
با توجه به فراگیری حضور فراجا در مرز گرفته تا نقاط حساس کشور چرا نباید یگان تکاوری دوشپرتاب و موشک برای هدف قرار دادن هواگرد ویا سلاحهای مناسبتر در اختیار داشته باشد؟
اگر دشمن از هواگرد و امکانات پیشرفته برای افزایش فشار و تسلط استفاده میکند، طبیعی است که نیروی مدافع هم باید ابزار مقابلهای متناسبتر داشته باشد تا دفاع فقط به امید شانس یا شجاعتِ فردی وابسته نشود.
چرا که شجاعت، بسیار ارزشمند است؛ اما شجاعتِ بیتجهیزات کافی نیست، زمانی که هدف دشمن ایجاد اختلال و نابودی است.
در حالیکه ما در تهران در محافل شبانه دوش پرتاب در بین مردم میبنیم چرا نباید یگان های رزمی نظامی و انتظامی سلاح های ضد هوایی برای اصابت هواگرد هایی که در ستون پایین حرکت می کنند داشته باشند .
اگر دشمن از هواگرد و برتری عملیاتی بهره میگیرد، تجهیز نیروهای مدافع نیز باید در چارچوب توان مقابلهای ارتقا پیدا کند تا ایستادگی نیروها به دستاورد تبدیل شود، تجربه جنگ 11 روزه سبب شد تا جنگ رمضان دستاورد های بیشتری داشته باشیم به نظر می رسد برای اصابت هواگرد های آمریکایی و صهیونی که در ارتفاع پایین حرکت می کنند باید یگانهای انتظامی و نظامی به سلاح های مناسب تری تجهیز شوند .
البته عدم تجهیز فراجا به سلاح های نوین در مرز های شرقی هم محسوس است آنجا که تروریست ها به خودرو های سواری و غیر زرهی فراجا ناجوانمردانه حمله می کنند .