هراز نیوز :در زاويه ي اين هفته،مناظره اي بين لطف الله آجداني و غلامعلي حداد عادل درگرفت.در ابتدای برنامه،دو سئوال مطرح شد:1-یک متن درسی تاریخ باید واجد چه ویژگی هایی باشد تا عالی ، صادقانه و جذاب شود؟2-مولف یک کتاب درسی تاریخ باید واجد چه صلاحیت هایی باشد تا در جمع نویسندگان متون تاریخ قرار گیرد؟

نماينده مردم تهران در مجلس با ابراز خرسندی از بحث در خصوص تاریخ ، گفت:در کشور ما آن گونه که شایسته است به علم تاریخ توجه نشده و هنوز هم توجه نمی کنیم.

حداد عادل با بیان اینکه از اهمیت علم تاریخ برای شناخت هویت خودمان غافل هستیم ، افزود:در اهميت جمله  “گذشته چراغ راه آینده”(که اسم کتابی است)باید گفت که به اندازه کافی به علم تاریخ توجه نکردیم.

وی در ادامه به کتاب “با احترام” که تالیف خودش است، اشاره کرد و اظهار داشت: در این کتاب 32 مقاله آورده ام که پنج مقاله به علم تاریخ اختصاص دارد.

در ادامه  مجری برنامه سوالی مطرح کرد:”چه کسی می تواند کتاب تاریخ بنویسد؟آیا لزوما باید جزء مخالفان آن دوره از حکومت باشد یا موافقان، از دانشگاه باشد یا حوزه و یا از بیرون این دو؟ صلاحیت ها و شایستگی ها برای یک مولف چیست؟”

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بدون اين که مشخصا”به سئوال مجري پاسخ دهد،به کرده ها و اقدامات خود اشاره و تصریح کرد: رشته ام تاریخ نیست ، یعنی در دانشگاه رسما دانشجوی رشته تاریخ نبودم اما سخت به تاریخ علاقه مندم و در زمانی که به مسافرت بروم و بخواهم در سفر کتابی بخوانم يا وقتی به سراغ کتابخانه ام بروم دستم به سمت کتاب تاریخ می رود.

وي با اشاره به اين که در باب تالیف کتاب های تاریخ مدعی صاحب نظر بودن ، نیستم، ادامه داد: 13 سال در بخش برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی مسئولیت داشتم: از سال 59 تا 72 ،در آن زمان بخش هایی از یک کتاب را که حدود 40 تا 50 صفحه بود،من نوشتم .

حدادعادل یادآور شد: این گونه نیست که در بحث کتاب های تاریخ در مدارس یک نظریه جامعی داشته باشم اما آن بخشی که من وارد شدم از سال 62 – 63 تا امروز هنوز در کتاب های درسی هست و حوزه کتاب های درسی که من نوشتم محدودتر شده، در آن مقطع این کتاب در همه رشته ها تدریس می شد و امروز فقط در پایه علوم انسانی تدریس می شود.

وی با بیان اینکه در ایران کسی را نمی شناسم که متخصص آموزش تاریخ باشد ، خاطرنشان کرد: بخشی از کتاب تاریخ را که به مقدمات تاریخی انقلاب اختصاص دادند،من نوشتم، چون در آن زمان کسی را سراغ نداشتیم از مورخان رسمی و دانشگاهی که بتواند راجع به انقلاب چیزی بنویسد.

حدادعادل با اشاره به اینکه حالا بهتر شده و کسانی هستند که بنویسند، بیان داشت:سعی کردم حقیقت را بگویم و آنچه مربوط به پیروزی انقلاب بوده از کنش های دشمن و واکنش های ملت، در حد ظرفیت این بخش از درس و آنچه واقعیت است را بیان کردم.

*خودم را به واقعیت ها نزدیک کردم

لطف الله آجدانی در ادامه این بحث گفت: به گمان من تاریخ متنی است که از مولفه های یک مورخ پایبندی به الزاماتی است که برای شناخت متن مورد نظر می رود.

وی با بیان اینکه کسی که به سراغ متن تاریخی می رود باید دارای ذهن تاریخی باشد، تصریح کرد:وقتی با ذهن سیاسی و یا حتی فلسفی و شاعرانه به سراغ متن تاریخی می رویم حاصل کار نمی تواند کار متقن علمی باشد.

آجدانی بیان داشت: در علایق و مطالعه یک شخص نسبت به متون تاریخی ، حد و مرزی نیست.

وی در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر اینکه آیا شما توانستید در کتاب های تان نسبت به سایر نویسندگان با ذهنی عاری از سیاست ،وارد شوید،گفت: چون اعتقاد به نسبت در این امور دارم سعی کردم بر اساس بضاعت ، امکانات و محدودیت های موجود ، خودم را به واقعیت ها نزدیک کنم.

این تاریخ نویس مازندراني یادآور شد: هیچ مورخی در مقام تاریخ نویس ، نمی تواند ادعا کند به موارد واقعی دست یافته اما ذهنیت تاریخی این امکان را فراهم می کند که نسبت به یک متن وفادار باشیم.

وی با بیان اینکه قطعا قرائت از متون تاریخی می تواند در برداشت ها متفاوت باشد، گفت:در نزدیک شدن به واقعیت باید اخلاق علمی حاکم باشد.

آجدانی با اشاره به اینکه متاسفانه در بسیاری از متون از منابعی برای یک رویداد استفاده شده که این منابع دارای درجه اهمیت نازلی است ، ادامه داد:در سراسر کتاب تاریخ معاصر ایران،درباره 150 سال تاریخ معاصر ایران ،بخش های قابل ملاحظه ای به چالش های بین حکومت پهلوی و نمایندگان مجلس مربوط است اما از منبع مذاکرات مجلس استفاده نمی شود و از منبع حسین مکی استفاده می کند که این موارد شان اثر را با تردید مواجه می کند.

وی خاطرنشان کرد:نگاه سیاست زدگی و ایدئولوژی زدگی را به وضوح درتاریخ نویسی رسمی می بینم.

*مگر بيهقي و بهار تاريخ خوانده بودند؟

حداد عادل در پاسخ به مجری برنامه مبنی بر اینکه تا چه اندازه با آجدانی موافق است ، اظهار داشت: آقای آجدانی راجع به همه کتاب ها حرف زد از جمله راجع به کتابی که بخشی از آن را من نوشتم.

وی افزود: اولا می خواهم تعجب کنم از اینکه وقتی کسی در محضری حاضر نیست شاید درست نباشد از او اسم ببرند و عیب جویی کنند و به حکومتی و رسمی بودن و سیاست زدگی متهم کنند.

حداد عادل خاطرنشان کرد: اگر خودم دنبال نکرده بودم که در برنامه حاضر شوم و توضیحاتی بدهم شاید بینندگان همان حرف ها را یک طرفه شنیده بودند(آجدانی در یکی از مناظره های پیشین از حدادعادل نام برده بود)

وی با بیان اینکه اخلاق نقد را رعایت کنیم، ادامه داد:وقتی کسی نیست ، اسمی از او نبریم و اگر از کسی یاد کردیم فرصت دهیم تا او هم پاسخ دهد، این انصاف نقد است.

این نماینده مجلس با اشاره به اینکه آجدانی گفته فلانی رشته اش تاریخ نیست و البته به من اظهار لطف هم کردند ، بیان داشت: از من چند اشکال گرفت،درست است رشته ام تاریخ نیست ولی می خواهم بگویم خیلی ها رشته تاریخ نبودند ولی کتاب تاریخی نوشتند و خوب هم نوشتند و بسیاری از این کتاب ها هم سندیت پیدا کرده و سازنده شده است.

وی با بیان اینکه در سنت آموزشی خودمان رشته ای به نام تاریخ نداشتیم ، افزود: بعد از تاسیس دانشگاه ، این رشته هویت مستقل پیدا کرد، رشته تاریخ بعد از تاسیس دانشگاه تهران باب شد و حتی در دارالفنون هم رشته تاریخ نداشتیم.

حدادعادل ادامه داد: مگر در قدیم ابوالفضل بیهقی که بزرگ تاریخ نویسان کشور است آیا رشته اش تاریخ بوده و در دانشگاه مدرک در رشته تاریخ داشته است؟

وی خاطرنشان کرد: در دوران معاصر آیا ملک الشعرای بهار دکترای تاریخ داشت؟ولی کتاب “تاریخ احزاب سیاسی “اش از معدود نوشته های آن دوران است.

حدادعادل با بیان اینکه من به عنوان نوجوان 17 ساله ای که از سال 42 همراه انقلاب بودم و در تظاهرات شرکت می کردم ، زندان رفتم و از دانشگاه اخراج شدم، افزود: با بسیاری از مقامات موثر در انقلاب نشست و برخاست داشتم و در پیروزی انقلاب هم قطره ای از دريا بودم ؛ اگر با استفاده از مختصر توان ادبی و 13 سال مسئولیت در تدوین کتاب های درسی ، 40 – 50 صفحه از تاریخ انقلاب را بنویسم ، خیلی کار خلاف و عجیبی است؟

وی ادامه داد: آیا کسانی که مورد اعتماد آقای آجدانی هستند چیزی نوشتند که ما آنها را کنار زدیم؟

* آيا رژیم پهلوی در حوزه نظر و عمل هیچ نقطه مثبتی نداشت؟

لطف الله آجدانی در ادامه این بحث اظهار داشت: در بحث تخصص و مدرک باید به این شکل نگاه کنیم که وقتی محمدجرير تبری آملی کتاب معروف تاریخ تبري را نوشت یک دانشگاهی نبود اما ایشان را مورخ می دانیم اما حالا که در روزگاری به سر می بریم که بستر تخصص به عنوان یک علم و مهارت وجود دارد آیا به لحاظ اخلاق علمی و انصاف درست است که دیگران کتاب تاریخ بنویسند؟

وی یادآور شد: بحث تخصص ، الزاما مدرک نیست،بلکه ادراک تاریخی است.هرکسی که ادراک تاریخی دارد را مورخ می دانم و ذهن تاریخی ارتباط مستقیم با زبان تاریخی دارد.

آجدانی با اشاره به اینکه وجه غالب ذهن دکتر (حدادعادل) فلسفی و ادبی است ، بیان داشت: ایشان از بزرگان فلسفه و ادب هستند و تردیدی هم وجود ندارد.

وی یادآور شد: به حکم اخلاق علمی ، فرض را بر این می گیریم که اگر من آجدانی در نگارش یک متن صالح باشم،اما به معنی اصلح بودن من در آن حوزه نیست ،به حکم اخلاق علمی جا دارد اگر من صلاحیت نوشتن کتاب درسی را داشته باشم و بپذیرم که از من صالح تر وجود دارد باید میز و تریبون را به او تحویل دهم.

آجدانی تصریح کرد: در اثر شما به لحاظ مواجه علمی تغافل هایی صورت گرفته؛به عنوان مثال دوران حساسی از تاریخ معاصر ایران را آنچه که سیاست زدگی در آثار شما نامیدم ، عنوان می کنم.

وی افزود: نظر شما در داوری ها نسبت به رژیم پهلوی ، ضمن اینکه تایید می کنم بسیاری از انتقادها نسبت به رژیم پهلوی در اثر شما درست است ، این پرسش بی پاسخ مانده که در مقام یک تاریخ نگار ، رژیم پهلوی در تمام جریان های سیاسی ، شناور و سیال در حوزه نظر و عمل آیا هیچ نقطه مثبتی نداشت که حتی به اجمال هم اشاره نشده است؟

آجدانی گفت: شاید یکی از دلایلی که باعث این امر شد ناشی از شرایط سیاسی خاص باشد.

*سر لفظ دعوا نداریم

مجری برنامه خواست تا جواب این پرسش را حدادعادل دهد. حدادعادل با بیان اینکه شکی نیست که باید کتاب را کسی بنویسد که اصلح است ،ادامه داد: کتاب درسی ارث پدر کسی نیست که بگوید تا ابد همین کتابی که من نوشتم باید چاپ و منتشر شود.

وی یادآور شد: آن موقع کتاب های متعددی نوشتم، در هرجا که مولف گیر نمی آمد ، من کتاب می نوشتم و خودم هم می دانستم این کارها چقدر از روی ناچاری بوده و باید به دنبال فرصت و مولف بهتر بود.

حدادعادل خاطرنشان کرد: اما وقتی کتابی می نوشتم فردا که قلم را به زمین می گذاشتم دنبال مولف اصلح تر از خودم می گشتم برای تالیف کتاب بهتر در آینده.

وی با بيان اين که بعضي تاريخ نويسان مانند آقای آجدانی معتقدند تاریخ معاصر ، تاریخ نیست ، گفت: اين ها بعد از رضاشاه را سیاست می دانند ، سر لفظ دعوا نداریم و همه می دانند تاریخ معاصر با تاریخ قدیم فرق دارد.

*همین لحظه،تاریخ است

آجدانی در پاسخ به این موضوع ، اظهار داشت: همین لحظه ای را که در خدمت شما هستم، تاریخ می دانم و بحثی که مطرح کرده بودم تاریخ نویسی بود.

حداد عادل پاسخ داد: این عبارتی از شما بود. مرز تاریخ و سیاست قاطع نیست ، اسمش هرچه که هست مردم می خواهند بدانند.

وی با بیان اینکه تاریخ نویسی ما در دوران بعد از مشروطه نوعا در دست روشنفکران غرب گرا بود، تصریح کرد:منظورم از روشنفکر حتما لعن و نفرین نیست ؛ این روشنفکران به دین نظر لطف نداشته و با چشم مهر نگاه نمی کردند.

حدادعادل با بیان اینکه در کشور ما کشف حجاب و فاجعه بزرگ کشتار مردم در مسجد گوهرشاد اتفاق افتاد، گفت: از میان این مورخان معروف و مشهور که صاحب متد بودند کدام یک چیزی در این باره نوشتند؟

اين نماينده مجلس افزود:مدرس با آن افکار ارزشمند در کشور پیدا شد که در برابر استبداد که حاکم بر مردم و نوکر بیگانه بود ایستاد و آن مقام علمی که داشت 10 سال تمام در کاشمر زندانی بود و بعد به شهادت رسید اما جز یکی دو نفر مانند حسین مکی ، کدام یک از استادان دانشگاهی در باب مدرس چیزی نوشتند؟

وی با يادآوري اين که همین موضوع کاپیتولاسیون که امام به خاطر آن تبعید شدند ، کدام روشنفکر راجع به آن چيزي نوشت؟تصريح کرد:قبل از انقلاب پدیده ای به نام اسرائیل وجود داشت ، آقایان روشنفکران شناخته شده به نام روشنفکری ، نظرشان درباره اسرائیل چه بوده؟هنوز هم سکوت کرده اند و اکنون راجع به هولوکاست نه تنها در اروپا جرم است که کسی تردید کند در ایران هم نمی بینید یک روشنفکر دلش برای فلسطین بسوزد.

این نماینده مجلس خاطرنشان کرد: اگر اول انقلاب افرادی مثل حداد عادل که رشته اش فیزیک و فلسفه بوده دست به قلم برده اند چون آقایانی که معروف به علم تاریخ بودند قلم به زمین گذاشتند.

وی با اشاره به اینکه در آموزش قاعده ای داریم که هرچه سطح آموزش پایین تر باشد از اختلاف نظرها و شاخه شاخه شدن ها خودداری می کنیم ، بیان داشت: چون ذهن کسی که مبتدی است ظرفیت تفکیک امور را ندارد ، مثل نقاشی که وقتی می خواهد نقاشی را آغاز کند اول دایره ای می کشد و چشم و ابرو و هرچه جلوتر می رود نقاشی او دارای ظرایف دیگری است.

حدادعادل با بیان اینکه در دوره راهنمایی و یا دبیرستان ذهن دانش آموز کشش ندارد که ابعاد مختلف یک دوران را تفکیک کنیم ، گفت: امروز کسانی از رضاشاه تعریف می کنند ، دانشگاه ساخت، ارتش را سامان داد ، راه آهن کشید و وحدت رویه ایجاد کرد؛ کتاب های شان هم چاپ می شود و کسی هم جلوی شان را نگرفته است.

وی ادامه داد:اگر من و آجدانی بدانیم که رضاشاه را انگلیسی ها آوردند و انگلیسی ها هم بردند، آن وقت آيا می توانیم به کارهای خاصی که رضاشاه کرده استناد و در ذهن بچه نسبت به فاسد بودن این حکومت، تردید ایجاد کنیم؟

حدادعادل خاطرنشان کرد: حکومتی که به دست انگلیس به وجود می آید و آجدانی می داند داستان روی کار آمدن رضاخان چه بود؛ کسی را که بیگانه سر کار می آورد راه آهن ، دانشگاه و هرچه ساخته مشکل داشته است.

وی افزود: شکی نیست که شکل ظاهری ایران در زمان رضاخان تغییر کرد اما بزرگ ترین ضربه را به کشور زد و ایران را با استبداد اداره کرد.

*دروغ و سانسور نه با اخلاق علمی راست می آید و نه با اخلاق اسلامی

آجدانی با بیان اینکه آن انتقاد را بر روشنفکران وارد می دانم ، اظهار داشت:در تاریخ نگاری علمی ، آن خطای روشنفکران نباید باعث خطای ما شود که مثلا داریم انتقام تاریخی می گیریم و ما هم همان خطا را تکرار کنیم.

وی با بیان اینکه نقد سره از ناسره شناختن است ، ادامه داد:نقد کمک می کند از یکسو نگری خودداری کنیم ، پدیده هایی مثل دروغ و سانسور نه با اخلاق علمی راست می آید و نه با اخلاق اسلامی.

آجدانی یادآور شد: اگر انقلاب را محدود به تحولات سیاسی کنیم ، خطاست،باید تحولات اجتماعی و فرهنگی را هم در بر گیرد.

وی با بیان اینکه نظر من الزاما دفاع از خدمات رژیم پهلوی نیست، گفت:در شناخت گذشته خودمان باید این آزادگی و اخلاق علمی را داشته باشیم که در ارزیابی ها خوب و بد را کنار هم ببینیم،از مطلق اندیشی بپرهیزیم،چراکه مطلق اندیشی ما را در دام سانسور می اندازد.

برگزيده ها:

-حداد عادل ترجيح داد در شب يلدا،تفالي به ديوان خواجه شيراز بزند!او برنامه را با شعری از حافظ آغاز کرد: معاشران گره از زلف یاد باز کنید/شبی خوش است به این قصه اش دراز کنید

-در بخشي از مناظره حداد عادل یادآور شد: آجدانی می خواهد بگوید فلانی وابسته به حکومت است و مجبور بوده این را نوشته و این علمی نیست که آجدانی پاسخ داد : منظور من این نیست و حدادعادل گفت: من گفته های شما را ترجمه کردم، شما آملی گفتید و من تهرانی می گویم.

-آجدانی در قسمتي از مناظره،به بخشی از کتاب تاریخ معاصر ايران اشاره کرد که در آن قسمتی از صحبت های مدرس سانسور شده است.او اصل صحبت های مدرس را هم خواند و به این موضوع اعتراض کرد که چرا بخشی از صحبت های مدرس در خصوص رضاخان ، حذف و به جای آن سه نقطه گذاشته شده است.

حدادعادل در این رابطه اظهار داشت:مدرس در دوره ای تصور می کرده که رضاخان می تواند به کشور خدمت کند و حتی مدتی با رضاخان به فکر تشکیل حزب بود.

وی افزود: حذف موضوعی که شما اشاره کردید برای دانش آموز دوره ابتدایی به معنای سانسور نیست،چون تصویر کلی می خواهیم.

آجدانی گفت: تصویر کلی باید 100 درصد منفی باشد؟

حدادعادل پاسخ داد: بله ، این چهره 100 درصد منفی است و رضاشاه پدر ملت ایران را درآورده است.

وی یادآور شد: اگر دزدی به خانه شما بیاد و هر اندازه که زیبا بوده و از تناسب اندام برخوردار باشد اما وقتی به کلانتری می روید به خاطر هیکل زیبا از کار او نمی گذرید ، حرف ما نسبت به رضاشاه هم همین است.

ما نسبت به دوره قاجار این نظر را نداریم ، قاجاریه هرچه که بودند به پای خودشان به سلطنت رسیدند با اینکه آقامحمدخان بی رحم و آنقدر شرور بود ولی انگلیسی ها او را سر کار نیاوردند.

آجدانی خطاب به حدادعادل ،گفت: مثال شما در خصوص دزد ، مع الفارق است ، دزد را در نهایت به محکمه می برند و قاضی داروی می کند. بحث تناسب جرم و مجازات است.

وی ادامه داد: نه رضاخان بلکه هر شخصیت تاریخی هر خطایی که داشته،در داوری ها چون در مقام داوری نشسته ایم باید میان آنچه به زعم ما جرم و خیانت است با مجازاتی که اعمال می کنیم تناسب وجود داشته باشد.

آجدانی افزود: بر اساس مناسبات سن دانش آموز باید محدودیت هایی باشد اما کم لطفی نکنید، حذف یک سری نکات خاص و گزینش های خاص که در نتیجه گیری کتاب ، به معنای مصادره به مطلوب است این ایراد را دارد که دانش آموز این نکته را در جای دیگری می خواند و اعتمادش نسبت به سندیت و امانت داری کتاب از دست می دهد.

حدادعادل، اظهار داشت:تلخیص اسناد به تناسب سن خواننده، جعل ، دروغ و سانسور نیست.

در ادامه مناظره، مجری برنامه خواستار پاسخگویی مهمانان به یک پیامک شد: چرا نقش هخامنشيان در کتاب های تاریخ کمرنگ شده است؟

لطف الله آجدانی در این راستا گفت: متون تاریخ نگاری ما سیاسی است و از رویکرد تمدنی برخوردار نیست.

وي با بيان اين که دوره هخامنشیان یکی از پرافتخارترین دوره های تمدنی است که ممکن است انتقاداتی هم به آن وارد باشد،افزود: با هر تغییر و تجدید نظر نویسندگان بر کاهش جنبه های تمدنی مواجه هستیم و خیلی گذرا به مسائل اشاره دارند.

حدادعادل تصریح کرد: آقای آجدانی می گویند در بخش هایی از کتاب درسی تاریخ،برخی اسامی حذف شده ، من سئوال کردم و این گونه نیست.

وی ادامه داد: وقتی آقای هاشمی رفسنجانی به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتند و ایشان را آیت الله خطاب کردند ، در کتاب های درسی تاریخ هم به جای حجت الاسلام ، آیت الله نگارش شده و عکس ایشان هم در کتاب هست( حدادعادل این عکس را نشان داد).

آجدانی افزود: در درس 14 کتاب تاریخ سوم راهنمایی در صفحه 67 چاپ سال 89 حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی درج شده اما در کتاب سال 90 این صفحه حذف شده است که نه تنها تعجب می کنم بلکه اظهار تاسف می کنم از اینکه چه طور ادعا کردند این بخش حذف نشده است. (عباس پرتوی مقدم که این کتاب را ویرایش کرده،در یکی از مناظره های پیشین طی تماس تلفنی این موضوع را رد کرده بود)

عباس پرتوی مقدم هم از طریق تلفن در این مناظره شرکت کرد. وی اظهار داشت: آجدانی بنده را متهم کرد که از این کتاب اسم حذف شده ، من این را نگفتم و بحثم هم این نبود که اسمی در کتاب تاریخ سوم راهنمایی بود که من آن را اصلاح کردم و آن اسم حذف شد ، حرف من این بود که هیچ اسمی بر اساس سیاست زدگی حذف نشده است.

پرتوی مقدم با بیان اینکه ناچار بودم به تحولات کلی با رویکرد ایجاد و تبادل و توازن در ابعاد اجتماعی و فرهنگی بپردازم ، گفت: کتاب را مقایسه کنید که بر اساس توازن فرهنگی اجتماعی وضع شده اما آقای آجدانی سیاست زدگی را مطرح می کند.

وی تصریح کرد: من اصلا روی متن قبلی توجه نداشتم که چه اسمی هست و آن را نیاورم، بر اساس رویکردی که به کتاب تاریخ داریم آن را اصلاح کردیم.

آجدانی با اشاره به اینکه پرتوی مقدم ، دلیل حذف بخشی از کتاب را ناشی از ایجاز در مطالب عنوان کرد، بیان داشت:در حالی که کتاب تاریخ سوم راهنمایی سال 89 ، کلا” 88 صفحه است اما همین کتاب در سال 90 به 128 صفحه افزایش یافته و این یعنی 40 صفحه به حجم این کتاب افزوده شده است. به رغم افزوده شدن صفحات اما همان صفحه حذف شده که اسم هاشمی رفسنجاني در آن بود، این جالب است.

-علي رغم تذکرات مجري برنامه،حداد وقت بيشتري را از زمان مناظره به خود اختصاص داد.

منبع :مازند نومه

By another

25 thoughts on “متن مناظره لطف اله آجودانی و دکتر حداد عادل”
  1. سلام.
    ای کاش آقای آجودانی که مدعی علم تاریخ است برای اثبات اینکه پشت این ادعا منظور دیگری ندارد مصداق هایی را که ارائه می نمودند که از جمله مواردی باشد که طرف مقابل هم به این به این موضوع معتقد باشد اما از قلم انداخته شد و این ممکن است برای بیننده سوء تفاهم شود. آقای آجودانی با سپر قرار دادن علم دنبال بیان و جا انداختن مفاهیم غربی و غیر ملی و غیر اسلامی است.زیرا اگر واقعا آقای آجودانی میخواستند صرفا علمی صحبت کنند و قصد سوء استفاده از این تریبون و موقعیت بدست آورده را برای بیان اهداف سیاسی خود نداشتند سعی میکردند مصداق هایی را ارائه دهند که صرف نظر از اختلاف سیاسی و اعتقادی معرف ادعای علمی ایشان است غیر از اینکه ایشان هم منظورشان از علم همان تفکری است که حاکمیت نظام فرهنگی مدرنیته بر تمام جهان آن را تبلیغ و اشاعه میدهند و طبیعتا باید با هر آنچه که بوی اسلام آخوندی میدهد مبارزه و هر چه که تاییدی بر تسلط ماهیت مدرنیه است دفاع کنند و رضا شاه هم سردار سازندگی شکست خورده ی مدرنیه است که توسط حاکمان مدرنیته به کار گرفته شد و بعد که شکست خورد مجازات شد.
    و آقای آجودانی!بینندگان برنامه عوام نیستند که سوال شما مبنی بر “آیا رضا شاه خدماتی نداشت؟”آنها را فریب دهد.

  2. هیچ برنامه ای برای من اینقدر ماهیت دولتمردان را در بیصداقتی و شارلاتانیزم علمی نشون نداده بود. آجودانی خیلی خوب از عهده اینکار براومد و ماهیت این آقایان را نشان داد. حداد عادل نشان داد که نه تنها روحیه علمی ندارد بلکه سخت دنبال قدرت و رفوگری است. حداد عادل آنقدر رسوا سخن می گفت که در عجبم از شخصی که مدعی استادی در رشته فلسفه است. برای نمونه وقتی می خواست اثبات کند که عکس رفسنجانی حذف نشده، عکسی را نشان داد که ذیل عنوان مهندس بازرگان عکسی بود راجع به معارفه بازرگان به نخست وزیری و در گوشه عکس نیمرخی از رفسنجانی بود!!!!!! خداااااااااااااااااا

  3. فضا مه آلود است و رنگ ها ناپیدا…
    غالب خاص و عام، بسیار از تعقل فاصله داریم، سایه ی احساسات بر تمام اندیشه ی وجودیمان سایه افکنده است…

  4. با سپاس بی پایان از جناب دکتر آجودانی
    چون ببیندگان شبکه چهار گروهی خاص می باشند طبیعتاً داوری خواهند نمود بین متن کلام جناب دکتر آجودانی و آقای دکتر حداد عادل که عدالت را رعایت ننمود
    ((آجدانی گفت: تصویر کلی باید ۱۰۰ درصد منفی باشد؟
    حدادعادل پاسخ داد: بله ، این چهره ۱۰۰ درصد منفی است و رضاشاه پدر ملت ایران را درآورده است.))
    ((حدادعادل گفت: ما نسبت به دوره قاجار این نظر را نداریم ، قاجاریه هرچه که بودند به پای خودشان به سلطنت رسیدند با اینکه آقامحمدخان بی رحم و آنقدر شرور بود ولی انگلیسی ها او را سر کار نیاوردند.))
    در مورد واگذاری امتیازات دارسی ، تالبوت ، لاتاری ، قرار دادهای ننگین گلستان و ترکمانچای ، قتل قائم مقام و امیرکبیر وبه توپ بستن مجلس و…. که در زمان قاجاریه رخ داد نیز جناب دکتر حداد عادل نظری ندارند؟
    یاحق

  5. در پاسخ به آقای لقمان حکیم به نظر میرسد ایشان به جای فکر کردن با شکم خود حرف میزنند. جناب آجودانی در یک فضای کاملا اخلاقی غیر علمی بودن دیدگاه جناب دکتر حداد عادل را نشان دادند. به ویژه وقتی که جناب حدداد مظاق فرمدند رضا شاه و حکومت او صد در صد منفی است و حتی یک درصد هم مثبت نیست. البته جناب دکتر حداد بارها اعتراف کرد و تسلیم شد که مورخ و متخصص تاریخ نیست و گفت باید کارشناسان و از جمله دکتر ولایتی بیایند و جواب بدهند. در مجموع بحث خوبی بود و نشان از تسلط آقای آجودانی بر تاریخ داشت. به ویطه با مهارت فوق العاده ایشان در شیوه های مناظره و قدرت بیان بالا.

  6. آقای لقمان و هردوست دیگری که چنین طرز فکری دارن بهتره اگه دین ندارن لااقل آزاده باشن. چرا هرکس انتقادی میکنه بهش چوب تکفیر میزنین؟ انگار تاریخ داره دوباره برمیگرده به عهد حاکمیت کلیسا! دوست عزیز مگه کل کلام آقای آجودانی غیر از این بود که مورخ قاضیه و قاضی باید کاملا منصفانه و بی طرف رای صادر کنه؟ و آیا این حرف جزو اصلی ترین آموزه های اسلام نیست؟ به نظر شما چون رضاخان یا امثال ایشان 1000 کار اشتباه کردند و 1 کار درست ما باید اون 1کار رو هم انکار کنیم وگرنه غرب زده و نامسلمانیم؟ راستی ساخت دانشگاه و راه آهن سراسری و چند کار دیگه حتی اگر به دست انگلیسیها هم ساخته شده باشن کار بدی بوده ؟ در خیانتهای این خاندان شکی نیست ولی در انصاف، منطق، بی طرفی و آزادگی برخی جای شک بسیار است. کاش به جز علی(ع) علی(ع) گفتن کمی هم علی وار رفتار کنیم

  7. سلام
    حداد عادل واقعا سرمایه ای برای نظام هست
    به نظرم جلسه خوب و پرمحتوایی بود

  8. آقای میلاد حسن نیا چه کسی گفته است ساختن راه آهن و دانشگاه کاری بدی است مخصوصا که با پول ملت باشد؟؟

    و رهنمای محترم این سخن شما را قبول دارم که آقای آجودانی در شیوه ی مجادله قدرت بسیار بالایی دارند.

  9. بنا بر اظهارات آقایان ،باید نگاه صد در صد منفی ایرانیان ، نسبت به شخصیت هایی همچون یزید ومعاویه تغییر کند!چون بالاخره عناصر خونریز و فاسدی که علنا به دنبال محو رسالت آسمانی پیامبر(ص) بودند نیز خدماتی در عرصه تاریخ وتمدن اسلامی داشته اند!!!

  10. افتخار می کنم که انسا های آزاده ای مثل دکتر آجدانی در این کشور زندگی می کنند

  11. کانال 4 داره اعتماد منو به خودش جذب می کنه. مناظره خوبی بود و باعث شد من اجودانی رو بشناسم. اون باعث شدامروز با اطمینان بیشتری به سر کار برم چون فکر کردم هنوز آخر کار ایران فرا نرسیده!

  12. با درود، بايد گفت هرچه بيشتر اينگونه گفتمان ها برگزار مي شود چهره ي راستين برخي سروران آشكارتر مي گردد. هرگز روشن نيست خداوند اينگونه مردمان دروغگو و كژانديش را به بندگي خود پذيرفته باشد كه اينان اينگونه پرچم هواداري از خدا و دين خدا (؟؟؟) را برداشته و همه ي آفريدگان او را به دلخواه خويش و از روي باورهاي خودي و خواهشهاي درونيشان به داوري مي نشينند. كسي را صد در صد خوب و ديگري را صد در صد بد مي دانند، در هنگامه اي كه خود هزاران گفتاورد از پيامبر و پيشوايان دينيشان مي دانند كه دوزخي و بهشتي بودن هيچ كس جز بر خدا بر كسي آشكار نيست. هنوز از يادمان نرفته است كه حلاج را همين ها بر دار كردند، سهروردي را همينان كشتند و حافظ بدست همين كسان كشته شد و اين سرنوشت ماست كه بايد سرگذشت گذشتگان را بارها و بارها از سر بگزرانيم. يادمان باشد كه نخستين پيمان دينداري دادورز بودن است، راستگو بودن است و ديگران را همچون خود دوست داشتن است… افسوس از كساني كه خود را به زور پاسدار دين و گفته هاي خداوند مي دانند. به اميد ايراني سراسر پر از انديشه هاي آزاد.

  13. من تا آنجا كه مي دانم تنها كار حساب نشده ي رضا شاه داستان كشف حجاب بود كه البته اگر صبر مي كرد و فرصت مي داد با پيدايش جمهوري اسلامي اين عمل كشف حجاب ( كه البته چه عرض كنم، كشف همه مولفه ها و آرايه هاي پاكدامني زن ايراني ) خود بخود صورت مي پذيرفت. اكنون براي همه آشكار شده است كه نگاه هاي دگم ديني در امور اجتماعي و علمي همواره در طول تاريخ صدمات جبران ناپذيري را به توده مردمان وارد ساخته است. معمولا كساني كه براي تحريف و خدشه دار نمودن حقيقت دين را دست مايه قرار مي دهند بزرگترين خيانتها را به خود دين نيز روا داشته اند. پشت حجاب دين مي نشينند و خدا و گفته هايش را سپر بلاي تمنيات و هوا و هوس خويش مي سازند:
    حافظا مي خور و رندي كن و خوش باش ولي / دام تزوير نكن چون دگران قرآن را

  14. در شگفتم از كساني كه صادقانه دروغ مي گويند و بزدليشان را در پس قلم رفوگر و سانسورچي شان پنهان مي كنند و از فرط اعتماد بنفس كاذب از قول مردم نيز سخن مي گويند. هنوز پدر بزرگهاي ما كه دوره ي رضا شاه را خود بچشم خويشتن ديده اند زنده اند اما اينان براي آنها و فرزندانشان تاريخ را آنگونه كه دوست دارند قلب كرده و تاريخي نو مي آفرينند. به آنها مي گويند: شما خود نمي دانيد! شما از رضا شاه متنفريد! شما يادتان نيست وقتي رضا شاه رفت همه تان جشن گرفتيد! بايد دانست كه خدمات و خيانات رضا شاه پس از گذران هفتاد سال و آمدن نسلهاي نو، با انديشه هايي پويا و با ديدگاه هايي واقع گرايانه تر بيشتر آشكارا گرديده است. اين را مي توان حتي با يك نگاه به نظرها و ديدگاه هاي مردمان پيرامونمان در كوچه و بازار متوجه شد. تيمور و محمود غزنوي هم براي خود تاريخ مي ساختند اما سرانجام چهره هاي حقيقي آنان نيز آشكار و روشن شد. تاريخ خود گواهي مي دهد راستي سرانجام از منجلاب تاريخ سر برون خواهد كشيد و هويدا خواهد شد، هرچند شماري خوش خيال در پي ينهان نمودن آن باشند.

  15. به گفته ي مولانا:
    انجير فروش را چه بهتر انجير فروشي اي برادر
    وقتي كه انديشه هاي ديني و ايدئولوژي هاي تئوكراسي را اينگونه به هر حوزه ي علمي و اجتماعي گسترش دهيم، هركسي ادعاي متخصص بودن در هر دانش و هنري را خواهد نمود. روزي اقتصاد را پست ترين علوم مي نامد و فردا كه به دريوزگي افتاد با نيجريه و سودان قرارداد بازرگاني مي بندد. فيزيكدان و پزشكش تاريخ مي نگارند و تاريخ نگارش همچون غلام سلطان محمود غزنوي كه “نوكر سلطان بود و نه نوكر بادنجان”، به خوش خدمتي و چاپلوسي پرداخته و از براي خوشنودي ايدئولوژي حاكمه دست به تحريف و سانسور حقيقت مي زند. رسانه هايش پر مي شود از انديشه هاي پو پو ليستي و عوامگرايانه اي كه تنها مردمان با آستانه ي فهم و شعور جامعه را به خود جذب مي كند و قلم مقدس نگارش تاريخش را بدست از وطن بيخبرانش مي بخشد. اينان تاريخ را كه علم بيان حوادث گذشته و سرنوشت گذشتگان است با “زندان سكندر” اشتباه گرفته اند و از ميراث پدري خويش مي دانند و در آن دست به عقده گشايي ها و تلافي خصومت ها و دشمني ها مي زنند. آنچه را كه بوده است كتمان مي كنند و نبوده ها را بدروغ فرياد مي زنند. از آجوداني سپاسگزارم كه از دانش تاريخ مردانه پاسداري نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *