هراز نیوز :شب شعر  پاس داشت جوانمرد آملی سید حسین ابراهیمیان  در تاریخ 18/آبان/1391 از ساعت 18:30 الی 21:00 (عصر پنجشنبه) به مناسبت سالروز تولد این جوان فدا کار در سالن اداره ارشاد اسلامی شهرستان آمل برگزار خواهد شد .

 

79 thoughts on “شب شعر جوانمرد آملی”
  1. دل من مي شكند

    چه دل است اين دل من؟
    كه زيك لرزش اشك
    بر رخ رهگذري
    يا ز ناليدن مادر به فراق پسري
    دل من مي شكند
    چه كنم دلم از سنگ كه نيست
    گريه در خلوت دل ننگ كه نيست

    چه دل است اين دل من
    دلم از ناله مرغان چمن مي شكند
    ز خيال غم مردم دل من مي شكند
    دلم از داغ شهيدان وطن مي شكند

    تقدیر و تشکر از دست اندر کاران برای جوانمرد آملی …یا علی

  2. تمام امشب را
    مثل هر شب
    به تو فكر خواهم كرد
    ميان سكوت كوچه ها
    و پاييزي كه بر زمين نشسته
    و به تصوير تو
    خيره خواهم شد
    و آرام آرام
    چكه خواهم كرد
    روي همه خاطراتم

    حسین دادا روحت شاد..

  3. دل من مي شكند

    چه دل است اين دل من؟
    كه زيك لرزش اشك
    بر رخ رهگذري
    يا ز ناليدن مادر به فراق پسري
    دل من مي شكند
    چه كنم دلم از سنگ كه نيست
    گريه در خلوت دل ننگ كه نيست

    چه دل است اين دل من
    دلم از ناله مرغان چمن مي شكند
    ز خيال غم مردم دل من مي شكند
    دلم از داغ شهيدان وطن مي شكند…

    با تشکر از شما برای این اقدام خدا پسندانه برای جوانمرد املی سید حسین ابراهیمیان.یا علی

  4. شاید با این برگزاری شب شعر گوشه ای از ایثار و فداکاریه این بزرگ مرد قدردانی شود..

    با سپاس از مسئولین امر.

  5. یه ترانه هس تو قلبم که هنوز نخونده مونده
    فکر خوندن یه حرفش همه عمرمو سوزونده
    تا حالا هر چی که داشتم, سرخوندنش گذاشتم
    صد دفه شکستم اما رو ترانه پا نذاشتم
    اگه اون ترانه باشه , هیچ دلی تیره نمیشه
    دیگه هیچ نگاه خیسی به افق خیره نمیشه
    وقتی این شعر و بخونم پرده ها رو می سوزنم
    دستا رو به سیب سرخ باغ قصه می رسونم
    ای نفس!تا ته جاده صدا حوصله کن!
    اون ترانه رو تا فردا باخودت زمزمه کن
    ای ترانه مقدس ! مقصد پاک سفر باش
    از توقلب بی قرارم پر بگیر ! معجزه گر باش
    ببین آغوش امیدم رو به تصویر تو بازه
    گوش بده ! حتی خیالت واسه من ترانه سازه

  6. این پیام به تاکید ریس محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی آمل است ارشاد آمل به میزبانی این همایش و شب شعر عارفانه و بزرگ افتخار می کند برای شادی روح آن جوانمرد 3 صلوات بفرستید

  7. اگر نمی توانید قهرمان باشید، دست کم مرد باشید.
    داداش حسین مرد بود قهرمان بود یادش گرامی روحش شاد

  8. درین سرای بی کسی ، کسی به در نمیزند
    به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند
    یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمکند
    کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند
    دل خراب من دگر خرابتر نمیشود
    که خنجر غمت ازین خرابتر نمیزند …
    روحت غرق در آرامش عزیزم

  9. اینـــــجا
    ترس من از نبـــودن ابـــدی ات
    دنیـــا را به آخـــــــر رسانده!
    و تو
    تو چه می دانی چه حالی دارد
    ایستادن روی لبـــه ی آخر دنیا!؟

    کاشکی..
    یک نفر بود که می گفت به من:
    ” همه ی مـــن از آن تو وقتی که دلت می گیرد…

    کاشکی میگفت … تو باز میـــگردی…

    دلمـــ برات تنگ شده … آبان بوی تورو میـــده داداش عزیــــزم … 🙁
    روحـــت شاااااد … ♥

  10. تو می روی و دل ز دست می رود
    مــرو که با تو هرچه هست میرود
    دلی شکستی و به هفت اسمان
    هنوز بانگ این شکست می رود..

  11. پرواز در هوای خیال تو دیدنی ست
    حرفی بزن که موج صدایت شنیدنی ست
    شعر زلال جوشش احساس های من
    از موج دلنشین کلام تو چیدنی ست
    یک قطره عشق کنج دلم را گرفته است
    این قطره هم به شوق نگاهت چکیدنی ست
    خم شد , شکست پشت دل نازکم ولی
    بار غمت ,عزیز تر از جان , کشیدنی ست
    من در فضای خلوت تو تو خیمه می زنم
    طعم صدای خلوت پاکت چشیدنی ست
    تا اوج ,راهی ام به تماشای من بیا
    با بالهای عشق تو پرواز دیدنی ست

  12. یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه ی من بود
    به این زودی نگو دیره به این زودی نگو بدرود……

  13. اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است ،

    که تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی …..،

    و آن جا « انسانیت » است. . .
    حسین جان انسانیتت به همه ی دنیا ثابت شد

  14. حسين جان روحت شاد امسال محرم فراغ ترا در هييت انصار المهدي داريم برخود ميباليم گه در اين عصر و زمانه هنوز روح ايثار كه برگرفته از مكتب حسيني است توسط فرندي از تبار حسينيان زمان احياو بما مردگان راه وروش و منش جوانمرديرا ياد اوري ميكند براستي احمد عزيز كجا ديديد روح ومنش جوانمردي به ورطه فراموشي سپرده شود ايا تختي فراموش ميشود برخود ببال به داشتن چنين قرزندي

  15. داداشی چشماتو وا کن
    بذار دستاتو بگیرم
    دوباره بیا به خوابم
    دارم از دوریت میمیرم

    ای خدا من اونو میخوام
    اما تو ازم گرفتی
    دستشو گذاشت تو قلبم
    خاطراتش مثل آتیش

    باورم نمیشه رفته
    گرچه اون برنمیگرده
    داداشی غمهای دنیا
    ببین با دلم چه کرده

    داداشی چشماتو بستی
    نمیگیری تو سراغم
    دیگه تنها دلخوشیمه
    عکس تو تووی اتاقم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *