از فرماندهی مقتدرانه تا وحدت ملی؛ پیام راهبردی رهبر انقلاب به نیروهای مسلح و ملت ایران

 

یادداشتی تحلیلی به قلم حاج احمد سیفی

دبیر و سخنگوی جبهه ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آمل

 

دیدار اخیر فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا، از جمله رویدادهای مهم و معنادار در شرایط حساس سیاسی و امنیتی کشور است؛ دیداری که فراتر از یک ملاقات رسمی و سازمانی، حامل پیام‌های روشن در حوزه امنیت ملی، آمادگی دفاعی، بازدارندگی راهبردی و انسجام ملی است.

 

این دیدار را باید در بستر تحولات منطقه‌ای، تجربه رویارویی نظامی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی و تلاش دشمنان برای تغییر معادلات سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد. در چنین شرایطی، جایگاه رهبری و فرماندهی کل قوا، آمادگی نیروهای مسلح و حضور آگاهانه مردم در صحنه، سه مؤلفه به‌هم‌پیوسته اقتدار ملی را تشکیل می‌دهند.

 

ولایت فقیه؛ محور انسجام، ثبات و اقتدار نظام اسلامی

 

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نظام جمهوری اسلامی ایران، برخورداری از ساختار رهبری مبتنی بر اصل ولایت فقیه است؛ اصلی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی بنیادین دارد و مسئولیت هدایت کلان نظام، صیانت از استقلال کشور و فرماندهی عالی نیروهای مسلح را بر عهده رهبری قرار داده است.

 

ولایت فقیه در منظومه سیاسی جمهوری اسلامی، صرفاً یک جایگاه تشریفاتی یا نظارتی نیست؛ بلکه نهادی راهبردی برای حفظ جهت‌گیری‌های کلان نظام، ایجاد هماهنگی میان ارکان حاکمیت و صیانت از منافع و امنیت ملی است.

 

به‌ویژه در شرایطی که کشور با تهدیدهای پیچیده نظامی، سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای مواجه می‌شود، وجود یک مرکز فرماندهی و هدایت کلان، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. نیروهای مسلح برای ایفای مأموریت خود نیازمند وحدت فرماندهی، انسجام عملیاتی و برخورداری از راهبردی روشن هستند و این مهم در ساختار جمهوری اسلامی از طریق جایگاه فرماندهی معظم کل قوا تحقق می‌یابد.

 

از این منظر، دیدار رهبر انقلاب با فرماندهان ارشد نظامی را باید نمادی از استمرار زنجیره فرماندهی، اعتماد متقابل میان رهبری و نیروهای مسلح و تأکید بر مسئولیت تاریخی مدافعان استقلال و تمامیت ارضی کشور دانست.

 

نقشه راه فرماندهی کل قوا؛ عبور از آمادگی دفاعی به بازدارندگی هوشمندانه

 

آنچه در دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب با فرماندهان نیروهای مسلح اهمیت ویژه‌ای دارد، محتوای راهبردی و جهت‌گیری‌های اعلام‌شده در این نشست است.

 

تأکید بر آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله مقتدرانه با دشمنان، بازدارندگی حداکثری و ضرورت پاسخ فوری و اثرگذار به هر سطح و نوع تهدید، نشان می‌دهد که راهبرد دفاعی کشور بر مبنای انفعال، انتظار و واکنش دیرهنگام تعریف نشده است.

 

رهبر انقلاب در جایگاه فرماندهی معظم کل قوا، با ترسیم این نقشه راه، مسئولیت فرماندهان نظامی را از سطح حفظ آمادگی‌های متعارف فراتر برده و بر ضرورت ارتقای توان عملیاتی، هوشیاری مستمر، شناخت دقیق تهدیدها و برخورداری از ظرفیت پاسخ مؤثر تأکید کرده‌اند.

 

این رویکرد چند پیام اساسی در خود دارد:

 

نخست آنکه امنیت کشور نباید به وعده‌ها و محاسبات طرف‌های خارجی وابسته باشد. جمهوری اسلامی ایران باید همواره از توان دفاعی متناسب با تهدیدها برخوردار باشد.

 

دوم آنکه بازدارندگی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که دشمن نسبت به هزینه‌های هرگونه تعرض، محاسبه‌ای دقیق و واقع‌بینانه داشته باشد.

 

سوم آنکه قدرت دفاعی تنها در تجهیزات و تسلیحات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه هماهنگی میان نیروها، توان اطلاعاتی، ابتکار فرماندهان، آمادگی نیروی انسانی، پشتوانه علمی و صنعتی و حمایت ملی، همگی اجزای قدرت دفاعی کشور هستند.

 

چهارم آنکه فرماندهی کل قوا با ترسیم افق و راهبرد، مسئولیت اجرای دقیق، هوشمندانه و منسجم این سیاست‌ها را بر عهده فرماندهان و مجموعه نیروهای مسلح قرار داده است.

 

بازتاب این پیام در رسانه‌ها و محافل سیاسی خارجی، به‌ویژه در آمریکا و رژیم صهیونیستی، نیز از اهمیت آن حکایت دارد. این پیام به طرف مقابل یادآوری می‌کند که هرگونه محاسبه برای آغاز یک درگیری جدید، بدون در نظر گرفتن توان پاسخ ایران و اراده ملی آن، محاسبه‌ای ناقص و پرهزینه خواهد بود.

 

البته اهمیت این موضع را نباید صرفاً در لحن قاطع آن جست‌وجو کرد؛ ارزش اصلی چنین راهبردی در تبدیل پیام سیاسی به آمادگی واقعی، انسجام فرماندهی و افزایش قدرت بازدارندگی کشور است.

 

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ اهداف، محاسبات و واقعیت میدان

 

برای تحلیل جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، باید میان اهداف نظامی اعلام‌شده، محاسبات سیاسی و اهداف راهبردی این دو بازیگر تمایز قائل شد.

 

به نظر می‌رسد یکی از اهداف اصلی این رویارویی، تضعیف توان دفاعی و بازدارندگی ایران و تحمیل محدودیت‌های راهبردی بر قدرت منطقه‌ای کشور بوده است. در سطحی فراتر، ایجاد بی‌ثباتی سیاسی، تضعیف اعتماد عمومی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تغییر موازنه قدرت در منطقه نیز از جمله اهدافی است که باید در تحلیل رفتار دشمنان مورد توجه قرار گیرد.

 

آمریکا جنایتکار و رژیم خون آشام صهیونیستی به پشتوانه قدرت نظامی، فناوری پیشرفته، امکانات اطلاعاتی و شبکه گسترده رسانه‌ای خود، تصور می‌کردند می‌توانند با فشار نظامی و روانی، جمهوری اسلامی ایران را در موقعیتی قرار دهند که ناچار به پذیرش خواسته‌های آنان شود.

 

اما واقعیت میدان را نمی‌توان صرفاً با میزان تسلیحات، حجم حملات یا برآوردهای تبلیغاتی سنجید. معیار واقعی موفقیت یک جنگ، میزان تحقق اهداف راهبردی آن است.

 

اگر هدف، از میان بردن توان دفاعی ایران، فروپاشی ساختار سیاسی کشور، از بین بردن اراده مقاومت ملی و تحمیل اراده سیاسی بر ملت ایران بوده باشد، استمرار انسجام ملی، حفظ ساختارهای اصلی کشور، تداوم ظرفیت دفاعی و ایستادگی نیروهای مسلح را نمی‌توان با چنین اهدافی سازگار دانست.

 

البته این به معنای نادیده گرفتن خسارت‌ها، دشواری‌ها، آسیب‌های انسانی و اقتصادی یا ضرورت ارزیابی دقیق نقاط ضعف و قوت در میدان نیست. اقتدار واقعی آن است که ضمن پاسداشت دستاوردها، از تجربه‌های تلخ نیز برای اصلاح ساختارها و افزایش توان دفاعی استفاده شود.

 

در این میان، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تجربه، دانش، ابتکار و روحیه مسئولیت‌پذیری، در برابر حملات و تهدیدها ایستادگی کردند و نشان دادند که امنیت و استقلال ایران موضوعی نیست که بتوان آن را با فشار نظامی و عملیات روانی از ملت ایران جدا کرد.

 

دفاع جانانه ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای انتظامی و دستگاه های اطلاعاتی و سایر بخش‌های مسئول در عرصه دفاع و امنیت، جلوه‌ای از اراده ملی برای پاسداری از تمامیت ارضی و استقلال کشور بود.

 

این مقاومت، افزون بر بُعد نظامی، دارای پیام سیاسی و اجتماعی مهمی نیز بود: ایران کشوری با پیشینه تاریخی، ظرفیت انسانی و اراده ملی است و نمی‌توان آینده آن را از بیرون مرزها برایش تعیین کرد.

 

مردم در میدان؛ پشتوانه اجتماعی قدرت دفاعی و سد راه جنگ داخلی

 

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که در تحلیل تحولات اخیر نباید از نظر دور بماند، حضور مردم در میادین و اجتماعات شهری است.

 

قدرت یک کشور تنها در توان موشکی، تجهیزات نظامی، نیروی انسانی و ساختارهای اطلاعاتی آن خلاصه نمی‌شود. پشتوانه مردمی، اعتماد عمومی و احساس تعلق شهروندان به سرنوشت کشور، از ارکان اساسی امنیت ملی به شمار می‌روند.

 

حضور مردم در میدان‌های شهرها و اعلام همبستگی با کشور و نیروهای مسلح، از چند جهت اهمیت دارد:

 

نخست، این حضور به مدافعان کشور پیام می‌دهد که آنان در دفاع از ایران تنها نیستند و جامعه، قدردان فداکاری و مسئولیت‌پذیری آنان است.

 

دوم، حضور اجتماعی مردم، پیام روشنی به افکار عمومی جهان مخابره می‌کند؛ اینکه نباید اراده یک ملت را صرفاً بر اساس تحلیل‌های رسانه‌ای یا محاسبات سیاسی دولت‌های خارجی ارزیابی کرد.

 

سوم، این حضور می‌تواند در برابر پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی، ایجاد شکاف اجتماعی و دامن زدن به درگیری‌های داخلی نقش بازدارنده داشته باشد.

 

در تحلیل رفتار دشمنان، نباید از این واقعیت غافل شد که فشار خارجی همیشه تنها از مسیر نظامی دنبال نمی‌شود. گاهی پس از مواجهه نظامی، تلاش برای بهره‌برداری از اختلافات داخلی، تشدید نارضایتی‌ها، ایجاد ناامنی، تحریک خشونت و کشاندن جامعه به تقابل‌های فرسایشی در دستور کار قرار می‌گیرد.

 

در چنین شرایطی، حفظ هوشیاری اجتماعی، تقویت همبستگی ملی و جلوگیری از تبدیل اختلاف‌نظرهای سیاسی و اجتماعی به خشونت و درگیری، ضرورتی انکارناپذیر است.

 

البته باید تأکید کرد که وحدت ملی به معنای نادیده گرفتن مشکلات مردم، تعطیل کردن نقد منصفانه یا یکسان‌سازی دیدگاه‌ها نیست. اتفاقاً جامعه‌ای از استحکام بیشتری برخوردار است که در آن، امکان نقد، مطالبه‌گری، گفت‌وگو و پیگیری مطالبات قانونی وجود داشته باشد.

 

هیچ قدرت خارجی نباید بتواند از نارضایتی‌های واقعی مردم برای تخریب بنیان‌های همزیستی ملی و کشاندن کشور به جنگ داخلی بهره‌برداری کند. مرز میان اعتراض مدنی و خشونت سازمان‌یافته باید به‌درستی شناخته شود و امنیت شهروندان، فارغ از هرگونه گرایش سیاسی، مورد صیانت قرار گیرد.

 

مردم ایران با حضور آگاهانه و مسئولانه خود می‌توانند هم پشتوانه نیروهای مسلح باشند و هم با حفظ آرامش، هوشیاری و همبستگی، نقشه‌های بی‌ثبات‌ساز را ناکام بگذارند.

 

اقتدار ملی در گرو پیوند رهبری، نیروهای مسلح و مردم

 

اگر بخواهیم از مجموعه تحولات اخیر یک نتیجه راهبردی استخراج کنیم، باید بگوییم که قدرت جمهوری اسلامی ایران بر سه پایه اساسی استوار است: رهبری و هدایت کلان، نیروهای مسلح آماده و مقتدر و مردم آگاه و همراه.

 

هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها به‌تنهایی برای تضمین امنیت پایدار کافی نیست. رهبری بدون همراهی ساختارهای اجرایی و دفاعی نمی‌تواند راهبردها را به نتیجه برساند؛ نیروهای مسلح بدون پشتوانه اجتماعی با محدودیت مواجه می‌شوند و حضور مردم نیز بدون هدایت، عقلانیت و سازمان‌یافتگی نمی‌تواند به یک قدرت پایدار تبدیل شود.

 

از این رو،دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با فرمانده معظم کل قوا را باید فرصتی برای تقویت این پیوند راهبردی دانست.

 

در کنار آمادگی نظامی، توجه به معیشت مردم، ارتقای تاب‌آوری اقتصادی، تقویت زیرساخت‌های کشور، توسعه علمی و فناوری، حفظ سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی نیز باید در دستور کار همه دستگاه‌ها قرار گیرد.

 

امنیت پایدار زمانی محقق می‌شود که مردم علاوه بر احساس اقتدار دفاعی، آثار آن را در زندگی روزمره، ثبات اقتصادی، عدالت اجتماعی و کیفیت حکمرانی نیز مشاهده کنند.

 

تجدید عهد با رهبر انقلاب و قدردانی از مدافعان ایران

 

در پایان، به‌عنوان یکی از خدمتگزاران جریان انقلابی و از موضع مسئولیت اجتماعی و سیاسی، از سوی جبهه ائتلاف نیروهای انقلاب مراتب احترام، حمایت و تجدید عهد خود را با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا اعلام مینماییم.

 

بی‌تردید، هدایت راهبردی کشور در این مقطع حساس، نیازمند هوشیاری، تدبیر، قاطعیت و حفظ وحدت در مجموعه ارکان نظام است. ما نیز وظیفه خود می‌دانیم در چارچوب قانون، منافع ملی و آرمان‌های انقلاب اسلامی، در مسیر تقویت انسجام ملی و حمایت از امنیت و استقلال کشور گام برداریم.

 

همچنین بر خود لازم می‌دانم از مجاهدت‌ها و فداکاری‌های فرماندهان و رزمندگان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، اعم از ارتش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای انتظامی و همه مدافعان امنیت و تمامیت ارضی کشور صمیمانه قدردانی کنم. آنان در روزهای دشوار، مسئولیتی بزرگ بر دوش داشته‌اند و ملت ایران قدردان جان‌فشانی‌ها و تلاش‌های آنان است.

 

در کنار این عزیزان، باید از مردم شریف و بزرگ ایران نیز به پاس حضور، همراهی، صبوری و مسئولیت‌پذیری ملی قدردانی کرد؛ مردمی که با وجود همه مشکلات و فشارها، نشان داده‌اند ایران و آینده آن برایشان اهمیت دارد.

 

امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت ملی، انسجام اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و پرهیز از اختلافات فرسایشی نیاز داریم. باید بدانیم که اقتدار ایران تنها با قدرت دفاعی حفظ نمی‌شود؛ بلکه با پیوند عمیق میان مردم، رهبری، نیروهای مسلح و همه ارکان خدمتگزار کشور استمرار خواهد یافت.

 

ایران خانه مشترک همه ایرانیان است و دفاع از استقلال، امنیت، عزت و تمامیت ارضی آن، مسئولیتی ملی و فراتر از اختلاف سلیقه‌ها و گرایش‌های سیاسی است.

 

با تجدید عهد با رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا، اعلام می‌کنیم که در مسیر پاسداری از استقلال، عزت و امنیت ایران، در کنار مردم و مدافعان این سرزمین خواهیم ایستاد.

در پایان از محضر ائمه محترم جمعه و جماعات و جامعه روحانیت، نخبگان دستگاهای امنیتی، اطلاعاتی، بسیجیان دستگاه قضایی، دانشگاهیان، فرهنگیان دانشجویان، دانش آموزان، ریاست دستگاه اجرایی، اصحاب رسانه، مداحان اهل بیت عصمت و طهارت، برنامه ریزان و مسولین برنامه ریز میدان ‘اصناف و بازاریان و همه آحاد ملت، نماینده مردم شریف امل در مجلس شورای اسلامی به ویژه فرماندهان ، پیشکسوتان جهاد و شهادت و خانواده بزرگ شهدا و  ایثار گران و جانبازان و آزادگان، شورای اسلامی و شهرداری،  پایگاه های مقاومت و حوزه های مقاومت بسیج آمل و شهرهای اقماری، مجموعه های صنعتی و تولیدی مراکز بهداشتی و درمانی سایر دستگاه‌های خدمات رسان که گوش فرمان ولایت امر در میدان حاضرند قدردانی می نماییم.

 

حاج احمد سیفی دبیر و سخنگوی جبهه ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی آمل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *