به گزارش هرازنیوز – گروه حماسه و مقاومت؛ شهادت، نه یک اتفاق، که انتخابی آگاهانه در پسِ نگاهی ژرف به فلسفه حیات است. در ورق‌های زرین خاطرات حماسه مقاومت مردمی سال 1360 آمل ، گاه به لحظاتی برمی‌خوریم که در آن، حماسه سازان نه تنها خود به آرامشِ الهی رسیده‌اند، بلکه در اوج بحران‌های زندگی، پیام‌آور صبر و استقامت برای خانواده‌هایشان بوده‌اند. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایتی است جان‌سوز از بیقراری‌های یک خانواده در سوگ مادر و کلام آرام‌بخش برادری که پیش از پرواز در آسمان شهادت، رسم زندگی و تسلیم در برابر تقدیر را به اطرافیانش آموخت.

راوی: خواهر شهید فضل الله سلیمانی

«پس از وفات مادرم، بی‌قراری بسیاری داشتیم و همواره در سوگ او گریان بودیم. روزی برادرم نزد من آمد و با لحنی دلسوزانه پرسید: «چرا این‌گونه بی‌تابی می‌کنی؟ حقیقت زندگی این است که ما انسان‌ها روزی به این جهان قدم می‌گذاریم و روزی دیگر باید بار سفر بسته و از این دنیا برویم.»

او مرا به آرامش دعوت کرد و گفت: «هرگز برای تقدیر الهی ناراحت نباش. من در جبهه، شب‌ها نمازی به درگاه حق می‌خوانم تا خداوند مرا به مقام والای شهادت برساند؛ چرا که قلباً آرزوی شهید شدن دارم.» او در ادامه تأکید کرد: «اگر روزی به آرزوی خود رسیدم و شهید شدم، از شما می‌خواهم که بی‌قراری نکنید؛ رسم زندگی و تقدیر بر همین است.» او با تمام وجود مشتاق شهادت بود و سرانجام نیز به آرزوی قلبی خود رسید و به فیض شهادت نائل آمد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *