به گزارش هرازنیوز – گروه حماسه و مقاومت؛ در میان خاطرات شفاهی و روایتهای ماندگار انقلاب اسلامی، برخی نقلها بهواسطه پیوند عمیق با مفاهیم عاشورایی و فرهنگ ایثار، جایگاهی ویژه مییابند. روایت پیشرو، بخشی از خاطرات همسر شهید حماسه جنگل آمل، حجتالاسلام والمسلمین حبیبالله شریعتیفر است؛ روایتی تأملبرانگیز از خواب شب عاشورای محرم سال ۱۳۶۰ که سالها پیش از شهادت این روحانی مجاهد، نشانههایی روشن از سرنوشت آسمانی او را در دل خود داشت. خوابی که تعبیر آن، نه بهرهای دنیوی، بلکه رسیدن به نعمتی عظیم و الهی بود؛ نعمتی به نام شهادت.
✍حاج حبیب اله در شب عاشورا محرم سال ۱۳۶۰ خواب عجیبی دید. وقتی که از خواب بیدار شد خیلی متحیر و منقلب شد. جریان را پرسیدم فقط گفت: خوابی دیدم که انشاء … خیر است و از چگونگی آن چیزی نگفت. روز هفدهم محرم همه ما را جمع کرد و گفت می خواهم خوابم را تعریف کنم البته من خواب را نزد شخص مهمی تعریف کردم و ایشان تغییر جالبی برایم کرد که اتفاق مهمی برایم خواهد افتاد. حاج آقا گفت: خواب دیدم که در یک جنگل هستم و ملبس به کفن دیدم آیت ا… العظمی سید محمود شاهرودی وسط این جنگل و عده ای دور ایشان را گرفته اند و آقا را اذیت میکنند. جلو رفتم سلام کردم گفتم آقا شریعتی فرد هستم گفتند می شناسم. بعد آیت ا… شاهرودی گفتند زیر بغل مرا بگیر و از این منافقین نجاتم بده زیر بغل ایشان را گرفتم در حال حرکت بودیم ایشان گفتند: بزودی در این جنگل خون بیگناهی ریخته می شود. والسلام. و تعبیر خواب هم این است که بزودی نعمتی عظیم نصیب ما میشود. گفتم این نعمت سرمایه است؟ گفت: نه، سرمایه این دنیا در مقابل این نعمت اندک و ناچیز است. این نعمت همان نعمتی است که سالیان سال از خدا درخواست می کردم و بزودی شهادت نصیبم خواهد شد.
