زمانی که پرویز شیخ طادی نقش اصلی را به علی نصیریان پیشنهاد می‌کند یادآور می‌شود که در صورت بازی در این فیلم امکان لغو ویزایش برای دیدن پسرش در آمریکا وجود دارد که او با قبول این هزینه سنگین، بازی در این فیلم را ذخیره‌ای برای آخرت خود می‌داند.

خبرگزاری فارس: ازخودگذشتگی علی نصیریان با بازی در فیلم شکارچی شنبه

به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، خبرنامه دانشجویان ایران نوشت: سینمای ضدصهیونیست همچون دیگر ژانرهای خاصی که عموما مورد بی‌توجهی و غفلت واقع می‌شوند، در سال‌های اخیر مورد بی‌مهری مسئولان فرهنگی قرار گرفته است و شاهد حمایت خاصی از این آثار نبوده‌ایم و این امر با توجه به داعیه‌دار بودن ایران در مقابله با صهیونیست و جهانی شدن این رویکرد باعث تعجب است و به نظر می‌رسد تأثیر شگرفی که یک اثر هنری فراتر از ده‌ها سخنرانی و مقاله و سمینار می‌تواند بر مخاطبان ایجاد کند، به فراموشی سپرده شده است.

از جمله این آثار «شکارچی شنبه» ساخته پرویز شیخ‌طادی است که شیوه تولید و نامشخص بودن زمان اکران آن حاکی از این امر است که مسئولان فرهنگی حمایت از آثار را صرف مراحل ساخت و تولید آنها می‌دانند، این فیلم که در سال 1388 تولید شده، پس از 2 سال توسط موسسه پخش فیلم جبرائیل در سینماهای مختلف کشور در حال اکران است.

یکی از نکات جالب در این فیلم از خود گذشتگی علی نصیریان برای پذیرش نقش اصلی این فیلم است.

گفتنی است پسر علی نصیریان ساکن آمریکا است و وی برای دیدن پسرش هر سال به این کشور سفر می‌کند.

خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» کسب اطلاع کرد: زمانی که پرویز شیخ طادی نقش اصلی را به این بازیگر پیشنهاد می‌کند یادآور می‌شود که در صورت بازی در این فیلم امکان لغو ویزایش برای آمریکا وجود دارد که علی نصیریان با قبول این هزینه سنگین، بازی در این فیلم را ذخیره‌ای برای آخرت خود می‌داند.

با این حال این فیلم در حالی دو سال منتظر اکران بوده که به‌زعم سازندگان آن و به‌ طور مشخص به گفته پرویز شیخ ‌طادی کارگردان فیلم، اولین فیلمی است به افشای ماهیت فکری صهیونیسم پرداخته است، در همین ارتباط مسئولان موسسه جبرائیل، ورود خود به این فیلم و تصمیم به اکران «شکارچی شنبه» را نوعی کار استشهادی قلمداد کرده و گفته‌اند که برای این کار غسل شهادت کرده‌اند.

شیخ طادی با اشاره به ایده ساخت این فیلم گفت: ایده ساخت چنین فیلمی از چند سال قبل در ذهن من شکل گرفته بود و با توجه به مستندات بسیار زیادی که به دست ما رسید نوشتن فیلمنامه را آغاز کردم.

وی ادامه می‌دهد: من 10-11 سال پیش، زمانی که اسرائیلی‌ها از جنوب لبنان عقب‌نشینی کرده بودند سفری به لبنان داشتم، من این دشمن صهیونیستی که تصور می‌کردم یک کشور نظامی است صرفاً و یک دشمن در واقع اقتصادی نظامی است، می‌شناختم و کنجکاو شدم به بنیان‌ها و پایه‌های رژیم اسرائیل، از آن موقع مطالعه را شروع کردم و یک مقدار تحقیقاتم را از سطح تلویزیون و رسانه‌های داخلی و خارجی فراتر بردم و تصمیم گرفتم شخصاً به پستوها و پشت خاکریزهای این رژیم و قوم کهن رخنه کنم و ببینم چه خبر است، وقتی که مطالعات و تحقیقاتم شروع شد اطلاعاتی به دست من رسید که به من می‌گفت ما با یک رژیم و تفکر صرفاً نظامی یا یک حکومت نظامی مصطلح یا عادی و شبیه حکومت‌های دیگر روبه‌رو نیستم، بلکه با یک تفکر مذهبی و ایدئولوژیک مواجه هستیم که بر اساس باورهای مذهبی‌اش ساختار اقتصادی، سیاسی و نظامی‌اش را چیده است.

یک خورده عمیق‌تر شدم تا ببینم اینها تا چه اندازه مذهبی هستند یا تا چه اندازه ایدئولوژیک هستند؟! هر چه تحقیقات بیشتری می‌کردم و با خودشون از طریق واسطه صحبت می‌کردیم و فیلم‌ها و مستندها و مصاحبه‌هایی را می‌دیدیم از مدارس دینی و معلمان دینی یا همان خاخام‌های مشهور و صاحب فکرشان می‌دیدیم‌، دیدم تمام دنیاو دون‌پایه‌های این رژیم کاملاً مذهبی و ایدئولوژیک و مبتنی بر قوانین و قواعد و شریعت و احکامی که از تورات و تلمود بهره می‌گیرند و خاخام‌ها آیات را تفسیر می‌کنند تاویل می‌کنند و در واقع بروزرسانی می‌کنند و تغذیه می‌کنند ارتش و مردم را و در واقع یک جور همه یهودیان جهان را، از اینجا به بعد احساس کردم باید یک کاری کرد و دیدم مقاله و نگارش متن و در حوزه ادبیات و رسانه‌های جمعی نوشتاری نمی‌گنجد و این دیگر یک بحث کتاب نیست.

احساس کردم اون کاری را که بلدم تا حدودی از همون زاویه مطرح کنم این مسئله را، وقتی که خواستم فیلم بسازم تحقیقاتم گسترده‌تر شد و به نتایج بیشتری رسیدم و دیدم من با قوم و تفکری روبه‌رو هستم که کاملاً دراماتیک است و کاملاً در یک فضای داستانی یا مستند داستانی خیلی بهتر می‌توانم کار کنم، این گوشه دهنم موند ولی انگیزه اصلی برای ساختن فیلم نشد و این به عنوان یک مطالعات دقیق برای خودم کافی بود، تا زمانی که احساس کردم و دیدم به عینه از آن سمت، مرزهای فرهنگی ما را مورد تهاجم قرار می‌دهند.

کارگردان این فیلم، با بیان اینکه «شکارچی شنبه» از آن جهت که اطلاعات تازه‌ای را درباره صهیونیسم به مخاطب می‌دهد، معتقد است: فیلم فراتر از اطلاعات عمومی است و وارد حوزه‌های بنیادین طالبانیسم صهیونیسم شده و از حقایقی که تاکنون آشکار نشده، پرده‌برداری کرده و ماهیت فکری این رژیم را افشا کرده است.

شبکه تلویزیونی الجزیره 2 سال پیش، هم‌زمان با اکران «شکارچی شنبه» در جشنواره فیلم فجر درباره آن گزارش داد: «این فیلم عمق اختلاف بین صهیونیست‌ها و یهودیان میانه‌رو را نشان می‌دهد.»

«شکارچی شنبه» داستان کودکی است که پس از دیدار با پدربزرگ خود، به شناخت جدیدی از هستی دست می‌یابد، داستان فیلم از این قرار است که زنی یهودی که پس از مرگ همسرش، با یک مرد مسیحی ازدواج کرده، کودک 8-7 ساله خود را در پی اقدامات حقوقی و اصرار پدربزرگش برای مدت کوتاهی به وی می‌سپارد و پدربزرگ کودک که یکی از سران جریان فکری صهیونیسم است در جواب نگرانی‌های مادر، وعده می‌دهد که او یک ماه بیشتر این جا نمی‌‌ماند و پس از آن، کودک با اراده خود هر کجا که خواست بماند.

«شکارچی شنبه» روایت‌گر داستان کودکی است که میان اقوام مختلف سفر می‌کند و از هر قوم ویژگی خاصی را می‌گیرد و از این طریق به ویژگی‌های ملیت خودش پی می‌برد.

دارین حمسه بازیگر لبنانی و آریه سولیاسیان بازیگر ارمنستانی کنار علی نصیریان، امیریل ارجمند، مهدی فقیه، محمود راسخ‌فرد و بازیگران کودک محمدجواد جعفرپور و مبینا کریمی در «شکارچی شنبه» بازی کرده‌اند.

پرویز شیخ‌طادی متولد 1340 آبادان است و اولین فیلم خود سرزمین پدربزرگ را در سال 77 ساخته است، در کارنامه سینمایی او کارگردانی فیلم‌های زیبا و تأثیرگذاری چون دایناسور، سومین روز پس از مرگ، سینه‌سرخ، پشت پرده مه، روایت سه‌گانه (اپیزود اول، یک آرزوی کوچک)، دفتری از آسمان و شکارچی شنبه به چشم می‌خورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *