دروغ ، گرد و غباری بیش نیست

دروغ ، گرد و غباری بیش نیست. یادمان باشد در یک قدمی خودمان تمام می شود.
شهرداری محترم قائم شهر! من و شما که از کل واقعیت باخبریم .اما اگر مردم
،قاضیان و مخاطبان محترم ما هستند بدانند احترام، از دیدگاه شما سیلی ،
مشت و پنهان کاری ست. دروغ هایی ست که بزرگی اش آدم را به خنده می
اندازد.
دوربین شهرداری ، مال شما. من دوربین های خداوند را دارم. دوربین هایی که
هرگز پاک نمی شوند.
شاید اتفاق ظهر پنج شنبه برای شما که ظلم می کنید و خود را به مظلوم بودن
وانمود می کنید طنزی باشد زود گذر. اما تاریخ نشان داده است دوران “بزن ،
بتاز ، نمان”  دوران ماندگاری نیست.
من از عدالت و انصاف و تمدن می گویم. از شعور می گویم. می گویم شجاعت
اعتراف به اشتباه ،چیزی خوبی ست. من می گویم آیا خداوند در کتاب آسمانی
اش مکرر از توبه نگفته است ؟ اینکه گناه را از خود پاک کنید.
شهرداری محترم! در جوابیه تان تخیلات موج می زد. آن منی را که شما رسم
کردید را نشناختم. سه بار متن تان را خواندم تا بفهمم آن قلدر بی شاخ و
دمی که شما ترسیم کردید کیست!!؟ فکر کنم شما از بازی دروغ لذت می برید
اما آیا می دانید همیشه از آب گل آلود نمی توان ماهی گرفت و گاهی تنها
چیزی که دستگیرمان می شود آهن پاره یا کفش کهنه ای بیش نیست.
شهرداری قائم شهر! یادم رفت به شما تبریک بگویم بابت میزبانی خوب تان !!!
شما که حسابی از خجالت حبیب خدا در می آیید … الله اکبر…
من به تعریف از خود عادت ندارم و زیاده گویی را هرگز یاد نگرفته ام. آن
کس که مرا می شناسد ، می شناسد. اما برای آنکس که مرا نمی شناسد طومار
نمی نویسم، تنها می گویم : دروغگویی صفتی ست که به شدت از آن پرهیز می
کنم چون می دانم پرتگاهی ست که نمی توان هر بار از آن جان سلامت به در
برد.
شهرداری محترم! برای اینکه درون زیباتری داشته باشیم برای همه ی مان،
ایمان بیشتری آرزو می کنم . و اینکه باید بگویم راه بهشت ، از جهنم دروغ
و تظاهر نمی گذرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *