اگر تنها یک چیز باشد که باعث شود به خودتان افتخار کنید، بدون شک این است که احساس کنید باهوش‌ترین آدمِ اطراف خود هستید. البته، هیچ ضمانتی نیست که شما واقعا از دیگران باهوش‌تر باشید، ولی هرگاه بتوانید به یک پرسش دشوار پاسخ دهید، یا یک معمایی را حل کنید، باعث می‌شود احساس کنید یک ستاره‌ هستید. هرچند، باهوش بودن چیزی فراتر از حل یک معما، و در اختیار داشتن کلی اطلاعات است. به هر حال، انواع متفاوتی از هوش وجود دارد، و همه‌ی آنها در ظرفیت مغزمان تعبیه شده‌اند.

اساسا، هر مهارت جدیدی که فرا می‌گیرید یا مهارت موجود را کامل می‌کنید، مقداری اطلاعات جدید می‌آموزید و حتی چیز جدیدی در مورد خودتان کشف می‌کنید، همگی عواملی هستند که باعث می‌شوند تا حدی باهوش‌تر شوید. مشکل این‌جا است که همیشه شانس درخشیدن ندارید، بنابراین در بیشتر موارد نمی‌توانید بفهمید یک فرد چه‌قدر باهوش است.

با کسب یک‌سری تجربه‌ و شناخت از هر فرد، می‌توانیم بپذیریم باهوش است یا خیلی باهوش نیست. به عبارت دیگر، هرگز سعی نکنید برای این که باهوش‌تر نشان دهید خودنمایی کنید، این کار فقط می‌تواند نتیجه‌ی معکوس داشته باشد. دانش را فقط برای دانش بخواهید؛ روش‌های زیر، رسیدن به این هدف را ممکن می‌کنند.

۱. سرگرمی مخصوص خودتان را پیدا کنید

سرگرمی‌ها یک شیوه‌ی عالی برای فرار از واقعیت‌های تلخ هستند، و هم‌زمان می‌توانند شما را بهبود دهند و راضی کنند. بنابراین، باید زمانی اختصاص دهید تا یک سرگرمی بیابید که هم جالب و هم چالش‌برانگیز باشد. سرگرمی‌های زیادی هستند که شما را به استفاده‌ی زیاد از قدرت ذهنی‌تان ترغیب می‌کنند، مانند بازی شطرنج، بازی‌های رایانه‌ای، حل جدول و غیره. این سرگرمی‌ها می‌توانند ژیمیناستیک مغزیِ (مجموعه‌ای از فعالیت‌هایی که برای هماهنگی ذهن و بدن مفید هستند، م.) شگفت‌انگیزی ایجاد کنند و حتی برای‌تان حس موفقیت به ارمغان بیاورند. از آن‌جا که کسب اطلاعات و بینش مهم است، صرفا سرگرمی‌ها پیشرفت اندکی در این زمینه برای‌تان خواهند داشت، ولی فراموش نکنید، این‌ها تنها تعیین‌کنندگان میزان عقل یک فرد نیستند.

۲. یادگیری جامع را امتحان کنید

اگر می‌خواهید یک دانش‌نامه‌ی ناطق باشید، باید هنر یادگیری جامع را داشته باشید و در هر جای ممکن از آن استفاده کنید. اگر دانشجو باشید و بخواهید برای امتحانات میان دوره یا پایانی آماده شوید، این روش برای‌تان مفید است. اساسا، یادگیری جامع یعنی این که به دنبالِ یافتن نقطه‌ی اتصالی میان اطلاعات جدید و آن چه از پیش می‌دانستید، باشید.

در این روش، هنگام یادگیری نیاز به تفکر زیاد دارید، ولی در نتیجه‌، پایگاه اطلاعاتی قابل اطمینانی خواهید داشت که در بلندمدت می‌تواند کاملا کارآمد باشد. هر چه بیش‌تر از یادگیری جامع استفاده کنید، با مطالعه‌ی کم‌تر اطلاعات بیش‌تری را به‌دست خواهید آورد. مغز شما کم کم تبدیل به ویکیپدیا می‌شود، و هر موضوعی به آرامی با مطالب مرتبطی که قبلا فراگرفته‌اید، ‌بیش‌تر و بیش‌تر پیوند می‌یابد.

شیوه‌های زیادی برای تسلط به هنرِ یادگیری جامع وجود دارند. مولفی به نام اسکات اچ. یانگ اثر کاملا استادانه‌ای در این موضوع تالیف کرده است.

۳. بگذارید یادگیری برای‌تان انگیزه‌بخش باشد

این موضوع با بخش قبلی ارتباط نزدیکی دارد، با این تفاوت که یادگیری جامع در مورد اثربخشی یادگیری است، و این موضوع در مورد این است که یاد بگیریم چگونه خودتان را منضبط کنید اطلاعات جدید را فرا بگیرید. نظام نمره‌دهی یکی از موانع انگیزشی در یادگیری است. این نظام مطمئنا برای بالا بردن انگیزه‌مان ایجاد شده، ولی نمی‌‌توانیم به راحتی به هر موضوعی مسلط شوید. همان طور که پیش‌تر گفته شد، انواع مختلفی از هوش وجود دارد، و هیچ یک از ما نمی‌توانیم در همه‌ی حوزه‌ها عالی باشیم. برخی در حوزه‌ی ورزش بهتر هستند، برخی هم در موسیقی، ریاضی و غیره. با این وجود، نمره‌ی منفی می‌تواند انگیزه را از بین ببرد، و باعث شود موضوعی را که به آن علاقه‌مند شدیم به راحتی کنار بگذاریم.

به همین دلیل باید دانش را فقط برای دانش بخواهید – اگر در یادگیری برخی موضوعات در طول تحصیل‌تان ناتوان هستید، دوباره سعی کنید، زیرا هر حوزه‌ای از علم چیزهای بسیار برای ارائه دارد. می‌توانید کانال کرش‌کورس (CrashCourse ) را در یوتیوب چک کنید، یا فصل اول سریال کیهان‌ـ زمان فضایی اودیسه یا سریال سفر درون کرم‌چاله را تماشا کنید. این‌ها فیلم‌های شگفت‌انگیزی هستند و هنگامی که شروع به درک مفاهیمی می‌کنید که قبلا بسیار پیچیده به نظر می‌رسیدند، احساس بسیار بهتری به شما دست می‌دهد.

۴. وقتی چیزی را نمی‌دانید، به آن اقرار کنید

شاید این فقط یک تجربه‌‌ی شخصی باشد، ولی به دلیل فشار اطرافیان، فکر می‌کنم همه‌ی ما تمایل داریم جوری رفتار کنیم که انگار همه چیز را می‌دانیم، حتی اگرچه بینش‌مان در آن موضوع بسیار پایین باشد. و این کاملا غیرضروری و بی‌معنی است – چرا افراد باید شما را به خاطر این‌که نمی‌دانید کاری را چگونه انجام دهید یا از موضوع خاصی آگاهی ندارید، قضاوت کنند؟ با این وجود، همیشه احساس می‌کنیم همه ما را از بالا نگاه می‌کنند، پس سعی می‌کنیم “جذاب” رفتار کنیم. در نتیجه، این ریسک را می‌پذیریم که به جای گفتن جمله‌ی “متاسفم، در مورد چیزی که می‌گویید، نظری ندارم” خود را نادان‌تر جلوه دهیم.

اگر چیزی را نمی‌دانید، ولی می‌خواهید آن را بیاموزید، چرا وانمود به دانستنِ آن می‌کنید؟ و اگر به موضوعی علاقه‌مند نیستید، چرا خلاف آن را وانمود می‌کنید؟

۵. بی‌پروا تصمیم‌ نگیرید

اکنون، نباید آن‌قدر وسواسی باشید و پیش از اتخاذ یک تصمیم کوچک، از روی اجبار برای خود سناریو طراحی کنید. این نوع تفکر کم‌کم شما را از بین می‌برد و باعث استرس زیاد می‌شود. می‌توانیم یک‌سری تصمیم‌ها را از روی هوی و هوس یا بدون فکر بگیریم. با این وجود، تصمیم‌هایی هم هستند که به شدت وضع موجود زندگی‌تان را دستخوش تغییر می‌کنند، و حتی اگر آنها بسیار ضروری هم باشند، باید پیش از تصمیم‌گیری سریع با سختی و صرف زمان زیاد در موردشان فکر کنیم.

برای مثال آدم‌ها می‌توانند برای برگزاری مراسم عروسی رویایی‌شان زیر بار بدهی بروند. اگر شادترین روز زندگی‌تان در آینده باعث بسیاری از مشکلات شود، به بدترین خاطره‌تان تبدیل خواهد شد. می‌توانید در همین وضعیتی که هستید یک مراسم عروسی شایسته برپا کنید، و اگر روزی به اندازه‌ی کافی پولدار شدید، مهمانی برگزار کنید تا به اندازه‌ی کافی بتوانید برای ازدواج‌تان جشن بگیرید. علاوه بر این، تصمیم‌هایی برای تغییر دادن شغل یا حرفه‌تان را می‌توان در گروه تصمیم‌های بی‌پروا قرار داد، بنابراین به اندازه‌ی کافی زمان بگذارید و پیش از اتخاذ تصمیم برای برداشت گام بعدی‌تان عمیقا فکر کنید.

۶. فهرست تهیه کنید

اگر می‌خواهید فرد باهوش‌تری باشید، باید باهوش بودن را برای خود تعریف کنید. به چه نوع مهارت‌هایی نیاز دارید، می‌خواهید به چه اهدافی برسید، و برای این‌که یک سر و گردن از بقیه بالاتر باشید نیاز به چه تجربه‌هایی دارید. به عبارت دیگر، فهرست‌ تهیه کنید. این فهرست باید حاوی چیزهایی باشد که برای خلق نسخه‌ی کاملی از خودتان به آنها نیاز دارید. این یک پروژه نیست که باید فقط تمامش کنید، بلکه چیزی است که مستمرا برای پیشرفت به آن نیاز خواهید داشت.

۷. کتاب بخوانید

در نهایت، بهترین راهی که می‌توانید باهوش‌تر شوید آن است که هر روز کتاب بخوانید. حتی خواندن کتاب‌های راهنما نیز شما را باهوش‌تر می‌کند، چه برسد به یک شاهکار با کیفیت. می‌توانید با جست‌وجو در وب‌گاه گودریدز (Goodreads) کتابی را بیابید که کاملا مناسب نیازها و احساس‌های‌تان باشد. کتاب خواندن برای رشد روحی و عقلانی بسیار مناسب است، و اگر دچار مشکلاتی در دامنه‌ی توجه‌تان هستید، می‌توانید با تهیه‌ی نسخه‌ی صوتی، متن کتاب را با شنیدن صدای خواننده‌ی آن دنبال کنید. این کاری است که حداقل من انجام دادم. کتاب قطعا بسته‌ی کاملی است که در راه باهوش‌تر شدن می‌توان از آن استفاده کرد – یک قصه‌ی خوب دارید، چیزی جدیدی یاد می‌گیرید، و خیلی اوقات، دید بهتری به همه چیز خواهید داشت.

منبع: لایف هک/ ترجمه: نشریه بازده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *